تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
آواز نتواند داد . و از آنجا كه نهايت ملازه و حنجره است و قصبه شش است تا آنجا كه از چنبر گردن فرو گذرد ، درازى قصبه چندان درازى هفت مهره گردن است . آنجا كه از چنبر گردن فرود آيد به دو بخش گردد از بهر آنك فضاء سينه به دو بخش است و حايل اندر ميان غشا اوست . و شش نيز دو بخش است يكى سوى راست و ديگر سوى چپ و دل اندر ميان هر دو بخش است . و بخش سوى راست بزرگتر است و سه بخش است . و بخش سوء چپ كوچكتر است و به دو بخش است از بهر آنك دل ميل سوء چپ دارد . و از فضاء آن جانب سينه لختى فرو گرفته است و سوى راست لختى فراخ‌تر است ، بدين سبب بخش سوى راست زيادة آمد تا نقصان سوى چپ بدان فزونى جبر افتد تا بخزانهء نسيم هوا اندران اندازه كه آفريدگار داند ، كه مىبايد ، كمتر نباشد . و خزانهء نسيم هوا گوشت شش است و جرم او بدين سبب نرم است و متخلخل تا هميشه از نسيم هواء تازه ذخيرهء تمام در وى آماده باشد تا هرگه كه مردم خواهد كه آواز دهد و درازتر كشد يا بسبب غبارى و دودى و غير آن نفس فرو گيرد و هواء ناخوش را راه ندهد و از هواء بيرونى مستغنى باشد و از نسيمى كه دارد ذخيره مىستاند . از بهر آنك شش مروحهء دل است و حركت او از بهر اندر آمدن نسيم تازه است اندر وى و رسانيدن او تازگى و خنكى آن را بدل مىرساند و بيرون كردن هواء گرم شده را و سوخته را از وى ، تا پيوسته روح تازه باشد و از نسيم تازهء خوش ، مددى مىيابد . و مدد دادن نسيم هوا روح را چنان نيست كه قومى گمان برده‌اند كه هوا روح گردد ، لكن همچنانك آب خورده شود ، مركب غذا گردد و غذا را اندر رگهاء باريك بگذراند و بهمهء تن رساند ، هواء تازه مركب روح گردد تا وى را به همه تن رساند . و اما قصبهء شش ، غضروفها است ، حلقه حلقه بر هم ساخته ، بعضى حلقهاء كوچك و تمام و بعضى بزرگ و ناتمام . و پيوند حلقهاء تمام و ناتمام بغشاء است تا بوقت دم زدن فراخ‌تر تواند شد و هواء بسيار تواند گرفت . و اندرون و بيرون قصبه به دو غشاء پوشيده است ، و غشاء اندرونين صُلب‌تر است و املس‌تر است تا مادهء تر كه به دو فرو آيد در وى اثر نكند
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 86 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )