تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
اما شِكَنها و نَوَردها كه در جرم دماغ پيدا است ، بر سان پارهاء جوشن است كه در هم بافته و بسته باشد ، طبيبان آن را تزريد گويند و يك پاره را زرد گويند . و اجزاء دماغ كه قاعدهء سقف تجويف ميانين است دو جانب تجويف است ، آن را دوده گويند از بهر آنك لختى درازى است در وى و اندر طول دماغ است و حركة انقباض و انبساط آن بر سان حركة كرم است ، گاهى به حركت درازتر مىشود و گاهى بحركة انبساط پهن مىشود و كوتاه مىگردد و بدين سبب اين تجويف و اجزاء دماغ را كه از دو جانب اوست و قاعده و سقف اندر وى دوده گويند . و معنى دوده اندر وى اينست كه گاهى درازتر شود و گاهى پهن و كوتاه همچون حركت كرم . و گفته‌اند كه شكل و قاعدهء هر دو همچون شكل ران است و معنى شكل ران اندر وى آنست كه هر دو گاهى به يكديگر نزديك شوند چنانك مماس گردند و تجويف بسته شود و اين بحركة انقباض باشد و گاهى دور شوند و تجويف گشاده گردد و اين بحركة انبساط باشد و اين قاعده هر يك بيك‌باره است ، تزريد نيست تا حركتهاء او بقوّت باشد ، از بهر آنك حركة چيزى كه بيك‌باره باشد ، قوىتر بود از حركت چيزى كه بچندباره باشد . و فضلهء دماغ اندر دو مجرى دفع شود ، يك مَجرى آنجاست كه حد مشترك است ميان بخش پيشين و بخش ميانين و مجرى ديگر آنجا كه حدّ مشترك است ميان بخش ميانين و بازپسين . و بخش بازپسين را مجرى خاصه هست ، ليكن سخت ناپيدا است از بهر آنك او كوچك است و فضلهء او بيشتر بجانب نخاع دفع شود . اما اين دو مجرى كه ياد كرده آمد ، آغاز مجرى و نهايت آن بر سان قمع است ، سر او فراخ و آخر او تنگ ، بدين سبب او را قَمع گويند ، از ميان دماغ بيامده است و اندر هر دو غشاء دماغ و اندر غدهء كه ميان غشاء صُلب و استران حنكست گشاده . و فضلهء دماغ ، بدين مجرى بكام فرود آيد . و بخش نخستين را مجرى خاصه هست و آن دو فزونى است آن را الزّايدتان الشبيهتان بحلمَتَى الثدى گويند و فروسوى آن استخوانى است بر شكل پالونه ، آن را بدين سبب ، مصفاة گويند ، فضلهء اين بخش بيشتر بدين مجرى فرود آيد باذن الله تعالى .

باب سوم از گفتار سيم از بخش اول اندر تشريح چشم و احوال آن

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 80 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )