نخست لك را پاك بايد كرد و بشستن ، و شستن او چنان بايد كردن كه ريوند چينى و بيخ اذخر و لك را بكوبند و بحرير فرو گذارند و اندر هاون كنند و اين آب بر وى مىچكانند و مىمالند و مىپالايند ، تا تمام بحرير فرو رود .
و
حبها
كه در وى مقل و كثيرا و ديگر صمغها بود ، آن را نخست بگلاب يا بعصارهء آنكه بكتاب ياد كرده آمده است حل بايد كردن و در هاون بماليدن تا هموار شود ، پس دارو بر وى پراكنند تا سرشته شود ، پس حب كردن .
و
داروهاء مطبوخ
را آب به اندازه بايد كردن و به آتش نرم بايد پخت تا آتش قوت آن باطل نكند .
بنفشه و افتيمون و پرسياوشان از جملهء داروهاء لطيف است آن را بسيار نشايد پخت تا آتش قوت آن را نسوزد ، ليكن داروهاء ديگر چون نزديك پختن رسد آن را در مطبوخ افكنند تا اندكى بجوشد ، يك ساعة بنهند تا برآسايد و آن را نه بدست و نه بكفچه بايد ماليد ، ليكن بخرقهء پاكيزه ببايد پالود تا پاكيزه شود و طعم آن سخت ناخوش نباشد .
و
خيار چنبر
نيز از آن جمله است كه قوّت و لطافة او بپختن باطل شود و طعم آن ناخوش آيد . و شير خشت را هم نشايد پخت ليكن مطبوخ چون پالوده شود اين هر دو بايد ريخت و ماليدن و بگداختن و پالودن و بياميختن .
و هر دارو كه همگى او اندر مطبوخ گداخته شود چون نمك هندى و غير آن ، مقدار وى چندان بايد كرد كه در كتابها مقدار شربتهاء آن ياد كرده آيد .
و آنچه همگى او گداخته نشود چون تربد و غاريقون و مانند آن مقدار وى زيادت بايد كرد ؛ و اينچنين كه درهمى از وى در حب كنند ، در مطبوخ دو درم بايد كرد ؛ و الله اعلم بالصّواب .
باب بيست و سيم از كتاب پنجم اندر قرابادين اندر عمل معجونهاء بزرگ چون ترياق و غير آن
صفت ترياق فاروق
كه از گزيدن افعى و گزيدن همهء انواع ماران و از زخم كژدم و گزيدن رتيلا و سگ ديوانه خلاص دهد ، و مضرّت زهرهاء ديگر كه كشنده است باز دارد و همه بيماريهاء بلغمى و سودائى زايل كند خاصه جذام را و فالج و صرع و سكته و لقوه و رعشه كه از غلبهء رطوبت باشد و وسواس را سود دارد و مردم را دلير كند و خفقان