راستار است به آب مورد تر بسرشند و پشم پارهء بدان آلوده كنند و بردارند و اگر اقاقيا و شبّ يمانى و مازو درافزايند ، روا باشد .
صفت شيافى كه بچهء مرده فرود آرد
مُر ، جاوشير ، خربق سپيد راستار است ، بزهرهء گاو بسرشند ، و شياف كنند .
تمام شد قرافاذين كتاب الاغراض الطبية و المباحث الخوارزمية به حمد الله تعالى و حسن توفيقه .
و الصلاة و السلّم على سيد المرسلين محمد و آله اجمعين .
- . - فى اواسط شهر شوال سنه تسع و تسعون و خمسمائة .
و
حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ
،
نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصِيرُ
.
باب بيست و يكم از كتاب پنجم اندر قرابادين اندر تدبير بعضى داروها كه ببايد شست و ببايد سوخت و بريان بايد كرد .
قلقطار ، هو الاصفر ؛ و قلقديس ، هو الابيض ؛ و قلقند ، هو الاخضر ؛ و السورى ، هو الاحمر .
بريان كردن هليله
نخست هليله را پاك كنند و بكوبند و ببيزند و در آب آبى بجوشانند تا آب را نشف كند ، پس آن را بروغن گاو بجوشانند و نگاه دارند تا نسوزد .
صفت بريان كردن تخمها
تخمها را پاك كنند و سفال بر آتش نهند تا گرم شود ، پس از آن از آتش بردارند و تخم بر وى كنند و مىگردانند تا تخم از سفال گرم شود و بوى آن پديد آيد و نگاه بايد داشت تا نسوزد .
صفت شستن سنگها كه در داروهاء چشم به كار آيد
چون توتيا و شادنج و قليميا و غير آن .
نخست آن را نرم ببايد سود و آب در هاون كردن و آن را در آب لختى بسودن و از هاون بغضارهء چينى باز مىگردانند تا هرچه با آب برود در بن غضاره گرفته شود و باقى را همچنين مىكردن و مىسودن و با آب درين غضاره مىگردانيدن تا هرچه گوهر دارو بود و بتوان سودن سوده شود و با آب برود و آنچه ريگ باشد بماند . پس غضاره را سر ببايد پوشيد و بنهادن تا دارو در بن غضاره بنشيند ، پس آب از وى بيرون ريختن و باقى ، بآفتاب خشك كردن و از گرد نگاه داشتن .
و مرواريد و بسّد را كه در مفرّح به كار آيد همچنين بايد كرد و اين را مغسول گويند و حجر ارمنى و حجر لاجورد همچنين مغسول بايد كرد .
صفت سوختن بُسّد و كهربا و صدف و غير آن
هريك را اندر كوزهء سفال نو بايد كرد و كوزه در گل حكمت گرفتن و در تنور گرم نهادن يك شب تا چنان شود كه نرم بتوان سود .
صفت سوختن آبگينه
گوهر آبگينه در آتش بايد كرد تا سرخ شود ، پس در آب شخار سرد انداختن چند بار تا ريزان شود و آسان بتوان سود .