تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢
بلغمى را و سودائى و ضيق النّفس بلغمى را و كسى را كه آواز گرفته باشد و باطل شده نافع باشد . و درد سر بلغمى و شقيقه و دوار بلغمى را زايل كند . و استسقا را كه از سردى جگر تولد كند و كسى را كه بسرفه خون براندازد بسبب پرى كه رگهاء شش و سينه را سست كرده باشد ، و قولنج بلغمى را و سحج و قروح امعا را كه از سودا و بلغم شور تولد كند سود دارد ، و خداوند درد گرده و مثانه را ، و سنگ مثانه بريزاند . و سدّهء جگر و سپرز بگشايد و حيض بسته بگشايد و كودك را كه در شكم مادر ، مرده باشد بيرون آورد . و بادهاء غليظ را كه در احشا بود بشكند و آماسهاء سخت را كه اندر جگر و سپرز بود زايل كند و هيضه را باز دارد . و حبّ القرع را سود دارد . و حرارت غريزى و روح را مدد كند . و هركه اندر تندرستى به كار دارد باندازهء حاجت ، زهرها و مضرت زهرها و بيماريهاء وبائى را باز دارد . و اندر بيماريهاء حاده و بيماريهاء خونى و صفرائى زيان دارد .

اخلاط ترياق فاروق

اقراص عنصل چهل و هشت مثقال ، و مثروديطوس در عهد جالينوس ازين اقراص چهل و شش مثقال مىكرده است ، اقراص افعى و اقراص اندروخورون و پلپل سياه و افيون از هر يكى بيست و چهار مثقال ، دارچينى در عهد اول دوازده مثقال بوده است ، و ماعنوس در عهد جالينوس كه مقدّم طبيبان بوده است بيست و چهار مثقال مىكرده است ، گل سرخ و تخم شلغم دشتى و سير دشتى كه طبيبان اسقورديون گويند و بيخ سوسن آسمان‌گون كه ايرسا گويند و غاريقون و ربّ السوس و روغن بلسان از هر يكى دوازده مثقال ، مر و زعفران و زنجبيل و ريوند و بيخ برگى كه فنطافيلون گويند و بعضى گفته‌اند فنطافيلون نباتى است كه آن را پنج انگشت گويند و پودنهء كوهى و فراسيون و فطراساليون و اسطوخودوس و قسط و پلپل سياه و دارپلپل و كندر و مشك طرامشيع و فقاح اذخر و صمغ البطم و سليخه و سنبل هندى و جعده از هر يكى شش مثقال ، لبنى ، تخم كرفس و سيساليوس و تخم سپندان سپيد كه آن را بابلى و اندر كتب باسليقيس نوشته‌اند و كماذريوس و نانخواه و كمافيطوس و عصارهء لحية التّيس و سنبل رومى كه آن را ناردين خوانند و سادج هندى و مر و جنطيانا و تخم باديان و گل مختوم و وج و قلقطار نيم‌برشته و حماما و حب بلسان