تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 624

مساهمون:

ص٦٢٤
كند . و اندر تبهاء بلغمى سرد و اندر داروهاء قرحهء چشم درآيد و قى باز دارد . و قشور او معده را قوت دهد و بر هضم يارى كند و درد معده و اسهال باز دارد بسيار او خون را بسوزد .

كهربا

: حرارت او اندك است و خشك است بدرجهء دوم ، اسهال خون بازدارد و با مصطكى معده را قوت دهد و مادتهاء بد از معده باز دارد و برآمدن خون از گلو باز دارد و خداوند خفقان را سود دارد .

كُمافيطوس

: گرمست بدرجهء دوم و خشك بدرجهء سوم ، خداوند عرق النسا و نقرس را سود دارد و سدّه بگشايد و خداوند يرقان سودايى را سود دارد ، حيض فرود آرد و ادرار بول كند و عسر بول زايل كند .

كَماذَريوس

: گرم و خشك است بدرجهء سوم ، شراب او خداوند تشنج و سرفهء كهن را و خداوند يرقان سودايى را و اندر ابتلاء استسقا سود دارد .

كُنْدُش

: گرم و خشك است تا به اول درجهء چهارم ، بر بهق و برص طلى كنند ، زايل كند و عطسه آرد و اندر داروى گرم سودمند است و قى آرد به قوت .

كَبابَه

: گرم و خشك است بدرجهء سوم ، سدّهء جگر بگشايد و سنگ و ريگ كليه و مثانه را پاك كند و اندر دهان نگاه دارند آواز صافى كند و قلاع كهن را سود دارد .

كبريت

: گرم و خشك است بدرجهء چهارم ، خداوند كپر تر را سود دارد و با نطرون بر نقرس طلى كنند سود دارد .

كَبيكَج

: نباتى است گرم و خشك بدرجهء دوم ، تيزست و ريش‌كننده و سوزاننده .

كَنْكَرزِد

: صمغ حرشف است .

كيل دارو

: سرخس است اندر حرف سين ياد كرده آيد .

كُشُوث

: تخم او و آب او خداوند تب كهن را سود دارد ، آب او سدّه بگشايد و حيض فرود آرد و ادرار بول كند .

كُماشير

: همچون جاوشيرست .

كِرمدانه

: اسهال آب و اسهال ماده صفرا كند و رحم را گرم كند .

حرف اللام

لاذَن

: گرمست بدرجهء اول و خشك بدرجهء دوم ، موى را قوت دهد و دود او مشيمه و بچه مرده را بيرون آرد .

لُفّاح

: معروفست و اندر باب يبروح گفته آمدست .

لُبْنى

: ميعهء تر لبنى است ، گرمست بدرجهء اول و خشك بدرجهء دوم ، او را با روغن گل طلى كنند ، كپر خشك و تر و خارش را سود دارد و دود او زكام باز دارد .

لاجورد

: معروف است گرم و خشك است بدرجهء دوم و خشكى او بدرجهء سوم رسد ، همهء خلط بد كه با خون آميخته باشد باسهال فرود آرد و مژگان