تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦

مَغْنيسيا

: احوال او همچون احوال مارقشيثاست .

مَرزنگوش

: گرم و خشك است بدرجهء سوم ، سدّهء دماغ بگشايد و صداع بلغمى و سودائى زايل كند . و بر درد آماس بلغمى و فالج ضماد كنند سود دارد ، روغن او ماندگى ببرد .

ميويزج

: گرم و خشك است بدرجهء سوم ، او را بخايند رطوبت از دماغ فرود آرد و بر داء الثعلب طلى كنند موى برآرد و با زرنيخ طلى كنند ، شپش را بكشد .

مومياى

: گرمست بدرجهء سوم ، لطيف‌كننده و تحليل‌كننده است . درد شكستگى و كوفتگى و فالج و لقوه را خوردن و طلى كردن سود دارد . مقدار يك حبه اندر روغن زيبق حل كنند و اندر بينى چكانند شقيقه و صداع را سود دارد و اندر طبيخ سفرجل كنند و همچنين به كار دارند همين منفعت بدهد و بدان مضمضه كنند . و مقدار سه جو اندر شراب حل كنند و بدهند خون برآمدن از شش باز دارد و نيم دانگ اندر سكنگبين يا اندر رب خرتوث يا اندر طبيخ عدس بدهند درد حلق و خناق زايل كند . و اندر آب عنّاب يا اندر كشكاب يك طسوج حل كنند سرفه زايل كند و خداوند خفقان را سود دارد . و اگر به سينه و معده و جگر آسيبى رسد ، نيم دانگ با دو دانگ گل ارمنى و دانگى زعفران اندر آب عنب الثعلب بدهند سود دارد . و خداوند فواق را يك حبه اندر طبيخ كرفس بدهند سود دارد . و خداوند سپرز را نيم دانگ اندر جلّاب بدهند و خداوند ريش مثانه را نيم دانگ اندر شير بدهند سود دارد . نيم دانگ اندر طبيخ حسك و انگدان مضرت زهرها باز دارد و با شراب بدهند مضرت و درد زخم كژدم باز دارد .

مُرّ

: گرم و خشك است بدرجهء سوم ، اندر دهان نگاه دارند بوى دهان خوش كند و آب آنكه به حلق فرو رود درشتى حلق و سستى معده زايل كند و سرفهء تر را و درد پهلو را و تنگى نفس را سود دارد و آواز صافى كند و با شراب و شبت بر بغل دست طلى كنند بوى ناخوش ببرد و با شراب مضمضه كنند دندانها را سخت كند و عفونت زايل كند و خورده شدن باز دارد . بر ريش سر پراكنند خشك كند و اندر بيماريهاء چشم نافع است . و اندر طبيخ افسنتين يا اندر طبيخ ترمس بدهند مقدار يك باقلى حب القرع را پاك كند و بچه را بفكند . و اگر مقدار يك باقلى اندر رب آبى و سيب بدهند سحج و قروح امعا را سود دارد .

ماميثا

: سرد و خشك است بدرجهء اول ، بر آماسهاء گرم نهند سود دارد .

مَحْلَب

: اشنان است گرم است بدرجهء اول و