طَرْفا
: برگ گز ، بر آماس نرم ضماد كنند و دود او ريشها و بثرهاء تر را خشك كند .
خاكستر او بر سوختگى آتش كنند سود دارد و گوشت فزونى را بخورد و ريشهاء پليد را خشك كند .
برگ او اندر شراب بپزند و مضمضه كنند درد دندان و خورده شدن باز دارد و اگر بخورند سپرز را سود دارد .
ثمرهء آن اسهال باز دارد ، و برگ آن اندر سركه پخته ، مهّرا كرده بر سپرز ضماد كنند ، سود دارد .
طين مختوم و آلانى و ارمنى
: اسهال خون باز دارد و نفث خون باز دارد و مضرت زهرها و مضرت و با باز دارد ، خاصه اگر اندر شراب دهند و جراحتهاء تازه را بروياند و بر سوختگى آتش كنند ريش گشتن باز دارد .
طين المغرة بدين گلها نزديك است .
حرف الياء
يَبْروح
: بيخ لفاح است بخواباند و باشد كه بىهوش كند و با پست جو بر اوجاع مفاصل نهند سود دارد .
ياسمين
انواع است سپيد گرمتر از ديگر انواع است ، روغن او درد عصبها را و پيران را سود دارد .
يَتْوُع
: هر نباتى كه شير دهد يتوع است ، لكن آنچه معروفست هفت نوع است .
عُشَر و شُبْرُم و لاغيه و عَرْطَنيثا و ماهودنه و مازريون و فَنْطافيلون
اين پنج برگ گويند ، كشنده است و همه زيانكارست .
و يتوع مطلق لاغيه را گويند و گفتهاند كه شير او اينست كه بعضى مردمان ترياق فراوى گويند و بوسنجى نيز گويند ، و نباتى ديگرست مانند نبات خرفه برگ او گردتر از برگ خرفه و نرمتر از آنست و ساق او سرخ .
شير يتوع ، او بر دندان مالند بريزاند و بفكند و حوالى دندان از وى نگاه دارد .
بيخ او اندر سركه بجوشانند و مضمضه كنند درد دندان بنشاند .
شير او سه قطره بر پست جو يا بر نان يا بر انجير چكانند و خشك كنند و بدهند اسهال آرد .
اگر شير لاغيه اندر آب افكنند ماهى بر سر آب افتد .
حرف الكاف
كافور :
سرد و خشك است بدرجهء سوم ، با سركه و با آب مورد و با آب باذروج ، خون آمدن از بينى باز دارد و صداع گرم را سود دارد و خورده شدن دندان را فرود آرد تا زيادت نگردد و اسهال صفراى باز دارد و بىخوابى آرد .
كُندُر
: گرمست بدرجهء دوم ، خشك بدرجهء اول و قشور آن خشك است بدرجهء سوم و ميل بسردى دارد و ذهن صافى