تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
طعم آن سخت قوى باشد نخورند ، مثلا چيزى كه سخت ترش بود يا سخت شور يا سخت تيز بود نخورند ، از بهر آنكه چيزهاى زيان‌كار و بوى آن اندر چنان طعامها و شرابها پوشيده توان كرد . طريق دوم آنكه آنجا كه اين تهمت باشد ، چيزى ناخورده ، حاضر نشود ، از بهر دو كار ، يكى آنكه اگر شهوت پديد آيد و چيزى زيان‌كار دهند طعم و بوى آن بسبب رغبت طعام بر مردم پوشيده گردد و دوم آنكه چيزهاء زيان‌كار اندر حال گرسنگى و تشنگى زود اثر كند و اندر رگها شود و قوّت آن بدل رسد . و اگر طعام و شراب خورده باشد قوّت آن چيز نخست بر طعام آيد و ضعيف گردد و از بهر آنكه رگها ممتلى گردد ، زهر گذر نيابد و بدل نرسد و نيز باشد كه اندر آن طعام كه خورده باشد چيزى بوده باشد كه قوت آن با قوّت زهر بازكوشد و مضرت آن دفع كند . طريق سيم آنكه بر سبيل احتياط اندر خانهء خويش چيزى خورد كه مضرّت زهرها دفع كند و قوت آن از دل بازدارد .

صفت دارويى كه از جنس غذا است و مضرّت بيشتر زهرها بازدارد و در وى مضرتى نيست

بگيرند گوزمغز پاك‌كرده شش درم ، برگ سذاب خشك و نمك درشت از هريكى يك درم ، انجير خشك چندانكه اين چيزها بدان بتوان سرشت ، همه بكوبند و بسرشند ، شربتى چند يك گوز . گوشت راسو كه بتازى ابن عرس گويند قديد كرده ، مضرّت بيشتر زهرها بازدارد بخاصيت . ترياق بزرگ و مثروديطوس و ترياق اربعه و ترياق ثمانيه و ترياق الطين همه پيش از آن و پس از آن مضرّت زهرها بازدارند ، لكن باشد كه مزاج هر شخصى بهر وقتى اين معجونها احتمال نكند و هنوز مضرّتى نابوده ، مضرّتى بر خود نقد نشايد كرد ، پس اوليتر آن بود كه اگر لابد ازين نوع چيزى خواهند خورد ، آن دارو نخستين خورند كه از جنس غذاست .

باب دوم از گفتار بيست و پنجم از كتاب معالجات اندر قانون علاج كسى كه او را زهر داده باشند

قانون علاج همه زهرها آنست كه در حال كه حسّ آن بيابند ، قى كنند و آب نيم‌گرم و روغن شيرپخت خورند بسيار و قى مىكنند . و اگر حاجت آيد اندر طبيخ ، شبت و بوره و روغن بسيار دهند