تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩

تولّد شپش اندر جامه و اندر پوست

استفراغها بايد كرد بفصد و بمسهل و خويشتن پاك داشتن و جامه حرير و كتان پوشيدن و زود بدل كردن . و خويشتن بطبيخ ترمس و طبيخ گز و طبيخ چكندر و طبيخ پوذنهء كوهى و طبيخ برگ سرو مىشويند و صبر مىمالند و زهرهء گاو و زهرهء بز و صبر و گل كه سر بدان شويند آميختن و موى بدان شستن .

باب سيم از گفتار بيست و چهارم از كتاب معالجات اندر احوال اطراف و احوال فربهى و لاغرى آن

ببايد دانست كه هرگه كهپ‌پاشنهء پاى بطرقدن از غبار و خاك نگاه دارند و نخست آن موضع اندر گرمابه پاك كنند و بشويند پس صمغ عرابى و مازو كوفته و بيخته با روغن سندروس بشويند گر با پيه بكوبند و بسرشند و اندر كفتگى كنند . و پوست زاندرونى كه بر خايهء مرغ باشد يا كاغذى بر روى آن نهند تا داروى بر وى بماند و خشك شود ، بكرّت دوم حاجت نيايد . انگشت پاى كه اندر زمين آيد ، جالينوس مىگويد : خرقهء دو تو يا سه تو بر انگشت پيچند و چند بار بر آن موضع بول كنند ، بعلاجى ديگر حاجت نيايد .

داخس

آماسى بود گرم دردناك در بن ناخن و گوشهء آن پديد آيد و ضربان و درد آن تا بغل دست و بيغولهء ران برسد . و باشد كه تب آرد و ريش گردد و انگشت از آن پرخطر باشد . علاج آن را ، اگر عهد بفصد بعيد باشد و مانعى نباشد فصد بايد كرد و تدبير لطيف كردن . و اگر حاجت آيد بمسهلى كه لايق بود ، استفراغ كردن . و افيون و بزر البنج كوفته با سركه طلى مىكنند تا بر وى غليظ گردد . و بزرقطونا با سركه بر زبر آن مىنهند و خرقه به آب يخ سرد كرده بر وى مىنهند ، يا انگشت در آب يخ نهاده دارند روز نخست ، پس علاج كنند . و ابتداء علّت و تزايد و انتها و انحطاط نگاه دارند ، چنان كه ديگر آماسها را . و سماق و اقاقيا و رندش عاج با سكنگبين ضمادى نيكست . و مازو با انگبين بسرشند مادهء فزونى را بازدارد ، و اگر بدين ساكن نشود روغن گرم كنند چنان كه انگشت در وى توان داشت ، و انگشت در وى نهاده دارند و هرگاه كه فاتر شود ، گرم كنند . اگر بدين ساكن نشود ، علاج دمل بايد كرد .

كوژ شدن ناخن و تشنج و طرقيدن آن