سرب اندر آب كشنه و آب گشنيز تر و عصارهء كوك و عصارهء برگ خرفه يا بلعاب اسبغول سوده ، سود دارد خاصّه اگر با توتيا و صبر و اسفيداج بسايند اندر ميان فهر و صلايه سرب .
و اگر حرارتى و سوزشى باشد ، غورهء كوفته با سرطان نهرى تازه با قليمياء سيم ضماد كنند ، سود دارد . و اگر ريش گردد پيوسته خرقهء كتان در آب عنب الثعلب ، تر كرده بر وى نهاده بايد داشت .
باب يازدهم از گفتار بيست و دوم از كتاب معالجات اندر آماسهاء بادناك و علاج آن
آماس بادناك از بخار لطيف خيزد يا از بخارى و بادى غليظ و اين طرنجيده باشد همچون چيزى باد در وى دمند .
و بسيار باشد كه اندر ميان استخوان و غشاهاء او يا در ميان اوتار و غشاهاء او بادى تولّد كند و آن را از هم باز مىكشد و دردى صعب تولّد كند ، اين باد ، بسته شدن مسام بود و تحليل ناپذيرفتن بخار .
علاج آن ، آنچ از بخار لطيف خيزد از جنس تهبّج بود و علاج آن ياد كرده آمدست .
و آنچه از باد خيزد بمحجمه آتش و روغنها كه در وى تخم كرفس و باذيان و زيره و سذاب و نانخواه پخته باشند تحليل پذيرد .
صفت طلاء نافع زوفاء خشك كوفته و بيخته اندر موم روغنى كه از موم زرد و روغن شبت كرده ، بسرشند و طلا كنند .
و روغن شبت و روغن بابونه و نطرون و سركه و آب خاكستر چوب رز و چوب انجير ، طلى كردن ، سود دارد .
باب دوازدهم از گفتار بيست و دوم از كتاب معالجات اندر علة جذام و علاج آن
هر گاه كه لختى سودا در يك عضو گرد آيد ، اندر آن عضو علّت سودائى تولّد كند .
و هرگاه كه خلط سودايى اندر همه تن پراكنده شود و بسيار گردد ، جذام تولّد كند .
و ببايد دانست كه علّت سودايى كه در يك اندام تولد كند ، آماس صلب بود يا سرطان يا سقيروس ، و اگر سودا رقيق بود و با صفرا آميخته ، خوره تولد كند .
و همچنانكه سرطان ، جذام يك عضو است ، جذام ، سرطان همه تن است .
و سبب فاعل اين علت ، سوء المزاج گرم و خشك باشد اندر جگر يا اندر همه تن .
و سبب ماده غذاهاء سودائى