تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
سرب اندر آب كشنه و آب گشنيز تر و عصارهء كوك و عصارهء برگ خرفه يا بلعاب اسبغول سوده ، سود دارد خاصّه اگر با توتيا و صبر و اسفيداج بسايند اندر ميان فهر و صلايه سرب . و اگر حرارتى و سوزشى باشد ، غورهء كوفته با سرطان نهرى تازه با قليمياء سيم ضماد كنند ، سود دارد . و اگر ريش گردد پيوسته خرقهء كتان در آب عنب الثعلب ، تر كرده بر وى نهاده بايد داشت .

باب يازدهم از گفتار بيست و دوم از كتاب معالجات اندر آماسهاء بادناك و علاج آن

آماس بادناك از بخار لطيف خيزد يا از بخارى و بادى غليظ و اين طرنجيده باشد همچون چيزى باد در وى دمند . و بسيار باشد كه اندر ميان استخوان و غشاهاء او يا در ميان اوتار و غشاهاء او بادى تولّد كند و آن را از هم باز مىكشد و دردى صعب تولّد كند ، اين باد ، بسته شدن مسام بود و تحليل ناپذيرفتن بخار . علاج آن ، آنچ از بخار لطيف خيزد از جنس تهبّج بود و علاج آن ياد كرده آمدست . و آنچه از باد خيزد بمحجمه آتش و روغنها كه در وى تخم كرفس و باذيان و زيره و سذاب و نانخواه پخته باشند تحليل پذيرد . صفت طلاء نافع زوفاء خشك كوفته و بيخته اندر موم روغنى كه از موم زرد و روغن شبت كرده ، بسرشند و طلا كنند . و روغن شبت و روغن بابونه و نطرون و سركه و آب خاكستر چوب رز و چوب انجير ، طلى كردن ، سود دارد .

باب دوازدهم از گفتار بيست و دوم از كتاب معالجات اندر علة جذام و علاج آن

هر گاه كه لختى سودا در يك عضو گرد آيد ، اندر آن عضو علّت سودائى تولّد كند . و هرگاه كه خلط سودايى اندر همه تن پراكنده شود و بسيار گردد ، جذام تولّد كند . و ببايد دانست كه علّت سودايى كه در يك اندام تولد كند ، آماس صلب بود يا سرطان يا سقيروس ، و اگر سودا رقيق بود و با صفرا آميخته ، خوره تولد كند . و همچنانكه سرطان ، جذام يك عضو است ، جذام ، سرطان همه تن است . و سبب فاعل اين علت ، سوء المزاج گرم و خشك باشد اندر جگر يا اندر همه تن . و سبب ماده غذاهاء سودائى