آماس سرطان آماسى سودايى است و آماس سودايى دو گونه باشد ، يكى را بلغت يونان سقيروس گويند ، دوم سرطان است .
و فرق ميان سرطان و سقيروس آنست كه سقيروس را حس الم و ضربان نباشد و حرارت و رگها برخاسته نباشد .
و سرطان دو گونه باشد ، يكى مادّهء آن سوداء خالص باشد ، و ديگر با صفرا آميخته باشد و با درد و سوزش و التهاب و ضربان بود و حوالى او رگها برخاسته و ممتلى بود همچون پايهاء سرطان .
و لون اين رگها بسبزى گرايد و درد و سوزش باندازهء صفراء سوخته بود يا سودا .
و بيشتر كه سرطان پديد آيد اندر اندامهاء نرم و متخلخل پديد آيد ، و زنان را اندر پستان و رحم بسيار افتد و مردان را اندر حوالى حلق و خايه و قضيب بسيار افتد ، و اندر روده نيز افتد .
و سرطان اندر ابتدا دشوار توان دانست و چون ظاهر گردد ، علاج دشوار پذيرد .
و نخست چون يك باقلى بود كوچك و لون او تيره و با حرارتى اندك بود .
و مادهء سقيروس با سوداى صرف بود و برنگ سرب بود و يا سودا و بلغم غليظ بود و لون او رصاصى بود و بر وى رگى بود ضعيف و هيچ دو ازين ، علاجپذير نباشد .
و بيشترين نخست آماس گرم بوده باشد ، و بسبب افراط و بىترتيبى علاج ، سقيروس گردد .
علاج آن ، تدبير صواب آنست اندر علاج سرطان كه نگاه دارند تا آنچه پديد آمده باشد همچنان بماند و زيادت نشود و ريش نگردد .
و استفراغها بوقت مىكنند و غذاهاء موافق سرد و تر خورند ، چون كشكاب و روغن بادام و ماهى خرد تازه و خايهء مرغ نيمبرشت و اسفاناخ و ماش و كدو و مانند آن .
و اگر حرارت عظيم بود دوغ گاو تازه سود دارد .
استفراغ بماء الجبن اوليتر ، و هرچند روزى چهار درم افتيمون اندر ماء الجبن يا اندر ماء العسل دادن يا بجاى آن هرچند روزى طبيخ افتيمون با سكنگبين دادن .
و هرچه اندر ماليخوليا و علاج جذام باشد ، علاج اين علتست .
و داروهاء معدنى مغسول كه تحليل آن باعتدال باشد و سوزاننده نباشد طلا كردن سود دارد .
ممكنست كه ماده بجملگى تحليل كنند برفق ، خاصّه اگر زود اندر يابند و علاج ازين نوع كنند ، و كمترين آن بود كه هم بر آن بماند و زيادت نشود و ريش نگردد .
و حكّاكهء سنگ آسيا و سنگ افسان و حكاكهء
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 556
مساهمون: اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
ص٥٥٦