تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
آماس سرطان آماسى سودايى است و آماس سودايى دو گونه باشد ، يكى را بلغت يونان سقيروس گويند ، دوم سرطان است . و فرق ميان سرطان و سقيروس آنست كه سقيروس را حس الم و ضربان نباشد و حرارت و رگها برخاسته نباشد . و سرطان دو گونه باشد ، يكى مادّهء آن سوداء خالص باشد ، و ديگر با صفرا آميخته باشد و با درد و سوزش و التهاب و ضربان بود و حوالى او رگها برخاسته و ممتلى بود همچون پايهاء سرطان . و لون اين رگها بسبزى گرايد و درد و سوزش باندازهء صفراء سوخته بود يا سودا . و بيشتر كه سرطان پديد آيد اندر اندامهاء نرم و متخلخل پديد آيد ، و زنان را اندر پستان و رحم بسيار افتد و مردان را اندر حوالى حلق و خايه و قضيب بسيار افتد ، و اندر روده نيز افتد . و سرطان اندر ابتدا دشوار توان دانست و چون ظاهر گردد ، علاج دشوار پذيرد . و نخست چون يك باقلى بود كوچك و لون او تيره و با حرارتى اندك بود . و مادهء سقيروس با سوداى صرف بود و برنگ سرب بود و يا سودا و بلغم غليظ بود و لون او رصاصى بود و بر وى رگى بود ضعيف و هيچ دو ازين ، علاج‌پذير نباشد . و بيشترين نخست آماس گرم بوده باشد ، و بسبب افراط و بىترتيبى علاج ، سقيروس گردد . علاج آن ، تدبير صواب آنست اندر علاج سرطان كه نگاه دارند تا آنچه پديد آمده باشد همچنان بماند و زيادت نشود و ريش نگردد . و استفراغها بوقت مىكنند و غذاهاء موافق سرد و تر خورند ، چون كشكاب و روغن بادام و ماهى خرد تازه و خايهء مرغ نيم‌برشت و اسفاناخ و ماش و كدو و مانند آن . و اگر حرارت عظيم بود دوغ گاو تازه سود دارد . استفراغ بماء الجبن اوليتر ، و هرچند روزى چهار درم افتيمون اندر ماء الجبن يا اندر ماء العسل دادن يا بجاى آن هرچند روزى طبيخ افتيمون با سكنگبين دادن . و هرچه اندر ماليخوليا و علاج جذام باشد ، علاج اين علتست . و داروهاء معدنى مغسول كه تحليل آن باعتدال باشد و سوزاننده نباشد طلا كردن سود دارد . ممكنست كه ماده بجملگى تحليل كنند برفق ، خاصّه اگر زود اندر يابند و علاج ازين نوع كنند ، و كمترين آن بود كه هم بر آن بماند و زيادت نشود و ريش نگردد . و حكّاكهء سنگ آسيا و سنگ افسان و حكاكهء