تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
شانزده درم بياميزند و به سركه تر كنند و بروغن گل طلا كنند . صفت طلاء ديگر كه گر و خارش را اندر گرمابه درمالند سود دارد تخم ريواج ده درم ، مغز زردآلو طلخ ده درم ، نمك و سيماب كشته از هريكى يك درم ، به سركه تر كنند و اندر جغرات بسرشند و اندر گرمابه طلى كنند ، گر خشك را سود دارد . و اگر خارش بود بىگر ، اين دارو كه ياد كرده آيد سود دارد : تخم خشخاش كوفته نرم چون مرهم به سركه حل كنند اندر گرمابه طلا كنند ، سخت نافع بود . و امّا پريون دو گونه باشد ، يكى آنكه مادهء آن رقيق‌تر باشد ، ديگر آنكه مادهء آن سودايى بود . علاج آن ، نخست تن از اخلاط بد پاك بايد كرد و گرمابه خوش‌آب پيوسته به كار داشتن و از پس گرمابه پيوسته داروها ماليدن . و امّا اگر به گوشت فرو رفته نباشد ، چغندر و سبوس گندم و تخم خربزه نيم‌كوفته اندر آب بپزند و بدان آب مىشويند . و هليلهء زرد به سركه سوده و با صمغ آلو و كثيرا به سركه يا بترشى ترنج تر كرده ، طلا كنند ، سخت سود دارد . و اگر ترى بيشتر ترابد ، حضض و مازو و صمغ و كثيرا و مقل و شياف ماميثا به سركه طلا كنند ، و ديوچه برافكنند . و اشق به سركه حل كرده طلا كردن ، پريون كهن را سود دارد . و سريشم ماهى يك جزو ، كندر يك جزو هر دو به سركه حلّ كنند و طلا كنند و مازو و كثيرا و رخبين برابر به سركه حل كرده طلى كنند ، نافع باشد .

باب هشتم از گفتار بيست و دوم از كتاب معالجات اندر آماس سرد بلغمى ساده

آماس سرد ، بلغم بود ، امّا اگر بلغم ساده و رقيق بود آماس را كه ازو تولّد كند بتازى الورم الرّخو گويند . و باشد كه سخت رقيق بود چون آب ، و آماس كه از وى تولّد كند ، استسقاء آن عضو بود ، چون قيلة الما . و باشد كه بخارى از مادهء بلغمى بسر برآيد ، چشم و روى آماسيده نمايد آن را تهبّج گويند . و امّا اگر بلغم غليظ بود و فسرده و لزج ، آماس غليظ تولّد كند چون سلعه و غدد و خنازير . علاج آن ، امّا آماس نرم را كه بتازى الورم الرّخو گويند ، نخست رطوبت كمتر بايد كرد و خاكستر چوب انجير يا چوب رز و چوب بلوط در آب كنند يك شب و بامداد بپالايند ، و اسفنج نو يا خرقهء دو تو بدان تر مىكنند و بدان موضع و بر حوالى آن مىنهند و بوره با سركه ممزوج با آب