تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
علاج دشوار پذيرد .

داء الفيل

علتى است كه سبب آن همچون سبب دوالى باشد و قدم و ساق پاى غليظ شود همچون ساق پيل . و مادهء اين علت ، خون سودايى و بلغمى بود و مادهء دوالى هم ازين نوع باشد ، ليكن از بهر آنكه مادهء داء الفيل از عفونت خالى نباشد و مادهء دوالى عفونت ندارد ، مخالف آن باشد . و دليل برين آنست كه داء الفيل ريش گردد و دوالى ريش نگردد ، نخست داء الفيل سرخ باشد پس رنگ گرداند . علاج آن ، اگر بفصد حاجت آيد ، نخست رگ باسليق زنند ، پس قى فرمايند بداروها كه بلغم را سود دارد . و آسايش جويند و پاى بر بالش نهاده دارند ، و اگر بضرورت ببايد رفت از بن ران تا بقدمها بعصابهء بپيچند ، چنان كه از قدم و شتالنگ آغاز كنند ، و گام آهسته نهند . و هر هفته ايارج فيقرا و غاريقون و افتيمون و حجر ارمنى ، شربتى معتدل بدهند . و استفراغ بماء الجبن كنند و از پس قى و استفراغها خاكستر چوب كرنب و چوب گز و آرد حلبه و سرگين بز و تخم ترب و تخم جرجير كوفته بروغن زيت ، خاصّه زيت انفاق بسرشند و طلا كنند . و بسيار باشد كه بر ساق پاى بثرها برآيد بر شكل ثمرة الطّرفا و حبّة الخضرا ، و درخت حبّة الخضرا را بتازى البطم گويند ، بدين سبب اين بثرها را طبيبان ، البطم گويند . و علاج آن چون علاج دوالى بود و همچون ريش سودايى ، چنان كه در جايگاهش ياد كرده آيد و الله اعلم .

باب پنجم از گفتار بيستم از كتاب معالجات اندر درد پاشنه و علاج آن

اسباب درد پاشنه يا زخمى بود يا موزه بفشارد يا ماده از بالا فرود آيد . علاج آن ، اگر سبب زخمى بود ، ماميثا با گل ارمنى هريك جدا در آب حل كنند و طلى كنند . و اگر سبب فشاردن موزه باشد همين علاج كنند و نخست در آب سرد نهند يك ساعت . و اگر سبب فروآمدن ماده باشد قى فرمايند و روغن گل مىمالند و الله اعلم بالصواب .

باب ششم از گفتار بيستم از كتاب معالجات اندر علاج كوفته شدن ناخُنها