غليظ كه مهره را بگشايد .
و هر كودكى را كه سرفه و ضيق النفس رنجه دارد ، پس از آن مهرهء او از جاى خويش برود ، پيش از آنكه بالغ گردد ، هلاك شود ، از بهر آنكه ماده بسرفه انتقال كند و خراجى عظيم مزمن تولّد كند .
و سبب تولّد حدبهء كودك آنست كه او را زود طعام دهند ، پيش از آنكه بوقت طعام خوردن رسد ، و بدان سبب اخلاط او غليظ گردد و مهرهاء او را از جاى ببرد .
و خداوند حدبه را ساقها باريك بود ، از بهر آنكه چون مهره از جاى برود منفذها كه غذا در وى بگذرد و باندامهاء زيرين فرود آيد تنگ شود و نصيب آن غذا چنان كه بايد آنجا نرسد .
علامات آن ، علامت رطوبت ، آنست كه اگر روغن اندر مالند نشف نكند و علامت بادها معروفست .
علاج آن ، آنجا كه سبب ، مادهء غليظ باشد ، علاج فالج كنند و علاج ربو و ضيق النّفس .
و سكنگبين عنصلى و لعوق اسقيل دهند . و ضمادها از داروهاء محلّل سازند ، چون جاوشير و مقل و اشق و سكبينج و حلبه و اكليل ملك ، و داروهاء قوتدهنده با آن تركيب كنند چون برگ سرو و گوز سرو و اقاقيا و گلنار و ابهل و راسن و اشنه و برگ غار . و روغن سذاب و روغن فرفيون سود دارد ، و هو اعلم .
باب سيم از گفتار بيستم از كتاب معالجات اندر وجع المفاصل و نقرس و عرق النسا
سبب اين علتها مادتهاء فزونى بود كه اندر مفاصل گرد آيد .
امّا آنچه اندر پيوندهاء انگشتان پاى بود آن را نقرس گويند .
و آنچ اندر حقّه ران بود و لختى بر آن فرود آيد ، آن را وجع الورك گويند .
و آنچ از سر سرين بران فرود آيد ، از سوى پس ساق و اشتالنگ ، بانگشت خورد از انگشتان پاى رسد ، آن را عرق النسا گويند ، و نسا نام آن رگست اندرين سرين تا شتالنگ و انگشت خورد فرود آمدست .
و آنچ اندر دستها و زانو و غير آن بود آن را وجع المفاصل گويند .
و سبب گرد آمدن مادتها اندر پيوندها آنست كه پيوندها از بهر حركتهاست و اندر هر پيوندى رطوبتى نرم نهادست تا حركت به نرمى بود و استخوانها سوده نشود و تا بسبب حرارت كه از حركت پديد آيد رباط و وتر خشك نشود .
و قطب گردون را و ميل او را و ميل خراس را تر كنند تا حركت آن به نرمى بود و ميل ، بحرارت حركت ، سوده و سوخته نشود .
و نبينى هر گاه كه مردم حركت بيشتر كنند از آن رطوبت