تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
اندر حال حركت علت ، رطوبتى از رحم فرود آيد و از آن راحت يابد . و اگر قابله دست به دو فروبرد و دغدغه كند ، رطوبتى از وى جدا گردد و از آن خلاص يابد . و فرق ميان اين علّت و صرع آنست كه خداوند صرع زبان خايد و كفك اندازد و آوازى قوى از وى برآيد ، و اندرين علت جز تشنج و تغيّر رنگ روى و تغيّر نفس نباشد . علاج آن ، اگر سبب ، بازايستادن حيض بود ، علاج ياد كرده آمده است . و اگر سبب ، نايافتن جماع بود و احتباس منى باشد ، تدبير لطيف بايد فرمودن و استفراغ بايارج فيقرا مشحّم و ايارج لوغاديا و حبّ منتن ، و پيوسته معجون نجاح به كار داشتن . و اندامهاء فروسوين بماليدن و اطراف بستن و اندر طبيخ بابونه و اكليل الملك و غير آن نشستن . و اندر هنگام حركت علت ، از بن ران تا بقدم ببستن و قدمها در آب گرم نهادن و نمك و خردل ماليدن و محجمه بر روى ران و ساقها نهادن و بوى ناخوش ببينى او برداشتن چون بوى جندبيذستر و جاوشير و بيرزد و چراغ كشته . و اندر طبيخ انگدان و حلبه و كرنب و هزارسفند و شبت و بابونه و اكليل ملك نشاندن و بدان تكميد كردن . و زن قابله را فرمودن تا شيافى سازد از كرمدانه و فلفل و فرفيون و غير آن بروغن حب الغار چرب كنند و بفم رحم سايند و دغدغه كنند بسيار تا رطوبتى سرد فرود آيد و خلاص يابد . و سجزينا به مقدار يك بندق بروغن حب الغار بفم رحم رسانيدن ، سود دارد .

گرد آمدن آب در رحم

علامت اين علت آنست كه حيض بازايستد و هنگام حركتها قراقر اندر شكم پديد آيد و اندر فروسوى ناف آماس استسقاء زقّى تولد كند و باشد كه رطوبتى مىآيد . علاج آن ، اين علت بداروهاء ادراركننده و حيض گشاينده كنند و ضمادها كه اندر علاج استسقاء زقّى ياد كرده آمدست به كار دارند ، و خربق سپيد حمول كنند سود دارد .

علت بادهاء غليظ در رحم

حالى همچون حال خداوند استسقاء طبلى پديد آيد . علاج آن ، بايارج فيقرا و لوغاديا ، استفراغ كنند و سجزينا اندر ماء الاصول مىدهند . و روغن سذاب و روغن شبت ، گرم كردن و ماليدن ، و اندر طبيخ قنطوريون و انيسون و مرزنگوش و نانخواه و زيره و سليخه نشاندن و از ثفل آن ضماد كردن .

علت انقلاب الرحم

اسباب اين علت ،