پاء درد كند و درد بران برآرد .
و خداوند نقرس را خريطهء خايه دراز شود و خصى را و زنان را نقرس نباشد و خصى اصلع نشود ، لكن زنى كه حيض او زود بازايستد ، ممكن شود كه او را نقرس پديد آيد .
علامات آن ، اما علامتهاء خونى و صفرايى و سودايى و بلغمى معلومست ، لكن اينجا خاصّه علامت سودا آنست كه آماس و درد به اندازه بود و رنگ آماس بسبزى و كبودى و سياهى زند و بلمس گرم نباشد .
و اگر ماده مركب بود علامتها نيز مركب بود ، ضمادى گرم و سرد ، گاهى سود دارد و گاهى نه و گاهى آميخته سود دارد .
و ماده مركب كسى را افتد كه مزاج اصلى او گرم باشد و غذاهاء سرد و تر و فقاع و مانند آن بسيار خورد .
و بسيار باشد كه مادهء علت ، تباه گردد ، همچون ريم و خارش پديد آيد سوزان و از جامه و هرچه به دو بازآيد رنج رسد .
و باشد نيز كه ماده از گرمى و تيزى بدان اندازه باشد كه اندر استخوان بگردد و استخوان بشكند و تباه كند آن را طبيبان ريح الشوكه گويند .
و فرق ميان نقرس و ريح الشوكه آنست كه اندر نقرس ماده اندر فضاء پيوندها بود يا اندر گوشت ، و اندر ريح الشوكه ، ماده اندر استخوان بود .
اگر ماده خونى بود ، نخست استفراغ خون بايد كرد از جانب مخالف ، و اگر ماده اندر هر دو پاى بود از هر دو دست يك بار رگ بايد زد و پس از دو روز تا سه روز قى فرمايد و اگر حاجت آيد از پس قى ، مسهل دادن . و نخست ضماد و نطول ساكنكننده به كار بايد داشت و اندر مسهل دادن دفع بايد كرد تا اثر پختگى اندر قاروره پديد آيد .
و صوابتر آن باشد كه مسهل از پس روز بحران دهند ، و اين مدافعت آنجا توان كرد كه حركت ماده سخت قوى نباشد و درد بىقرار نبود ؛ و به آب سرد و گرم و نيمگرم و آنچه خوش تر آيد بر آن اقتصار كند و نگاه بايد كرد تا ماده تمام اندر پيوندها ريخته شد و از حركت فروايستاد يا نه ، اگر هنوز اندر حركت باشد داروهاء رادع به كار بايد داشت .
و اگر اين اتفاق افتاده باشد و درد زيادت گردد ، يا نشان آنكه مادّه باعضاء رئيسه بازمىگردد و پديد آيد ، زود بداروهاء نرمكننده باز بايد گشت تا آنچه فروآمدنى است از ماده فرود آيد و آب گرم و فاتر اندرين حال سود دارد ، خاصّه اگر بنفشه و بابونه در وى پخته باشند .
و صواب آن باشد كه آنجا كه ماده بسيار باشد و هنوز اندر حركت
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 522
مساهمون: اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
ص٥٢٢