تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
اسباب آماس گرم اندر رحم ، اسباب آن يا زخمى و آسيبى بود يا امتلاء رگها بسبب احتباس طمث يا بسبب بسيارى جماع . علامات آن ، درد معده و سر و گردن و فواق و منش گشتن پديد آيد بسبب مشاركت . و قعر چشم نيز درد خيزد و باشد كه درد به اطراف و ساقها فرود آيد و عسر بول پديد آيد و از تب و فراشا خالى نباشد . و ضربان و درد بدان جانب بازدهد كه آماس در آن جانب رحم باشد . اگر اندر فم رحم باشد ضربان اندر زهار بود ، و اگر اندر قعر رحم بود ضربان بسوى پشت بازدهد . و اگر اندر جانب رحم باشد ببيغولهاء ران بازدهد و خاستن و نشستن دشوار بود . علاج آن ، قى كردن و رگ باسليق و صافن زدن و غذا باندكى بازآوردن از امّهات علاجست . نخست قى فرمايند پس باسليق گشايند تا ماده را بازگردانند ، پس صافن گشايند تا ماده از موضع الم بيرون شود و تدبير لطيف فرمايند . و از آب خوردن بازدارند تا ماده بصحبت بول ، بدان جانب ميل نكند ، و باقى علاج همچون علاج آماس گرده و مثانه باشد . و علاج آماس بلغمى و آماس صلب و علاج دبيله همه همچنانكه ياد كرده آمدست .

علت اختناق رحم

علتى است مانند غشى و صرع و سبب اين علّت بيشترى بازايستادن حيض باشد و نايافتن جماع ، خاصه آنان را كه شوهر بوده باشد . و نورسيدگان دوشيزه را كه حيض تمام نرود اين علّت بسيار افتد ، از بهر آنكه رگهاء رحم ممتلى گردد و بعضى بازگردد و اندر همه تن پراكنده شود ، و آنچه اندر رگهاء رحم بماند بخار آن بجانب دل و دماغ برآيد ، انواع صرع و غشى افتد و تنگ‌دلى تولد كند . و از بهر آنكه رباطهاء رحم بحجاب پيوستست ، ضيق النّفس پديد آيد و باشد كه نفس منقطع گردد و ناگاه بكشد . و آنچه از بازگرفتن حيض باشد ، سليم‌تر از آن باشد كه از نايافتن جماع و احتباس منى باشد . علامات آن ، هرگاه كه نوبت اين علت نزديك آيد انديشهاء بد و تدبيرها ناصواب در خاطر آيد و دردسر و خفقان و خيرگى چشم و دوار و طنين و تنگى نفس پديد آيد . و اگر ماده غليظ باشد ، علامتهاء آن چون كسلانى و خواب بافراط ظاهر بود . و اگر ماده سوخته باشد ، تشنگى غالب بود و اندر نوبت علت ، چشم و روى سرخ بود . و اگر سبب ، نايافتن جماع بود
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 516 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )