بخريطهء خايه فرود آيد ، و هر گاه كه دست برنهند ، بجاى باز شود ، و گاه باشد كه دشوار بجاى باز شود .
و قيلة الما ، سنگى باشد و پوست خايه روشن و چون بجنبانند ، آواز آب دهد .
علاج آن ، هر گاه كه قيله الامعا دشوار بجاى باز شود ، در آبزن نشانند و روغن شبت و روغن بابونه مىمالند و شبت پخته بر آنجا مىنهند نيمگرم و رانها بر هم مىفشارند تا بجاى باز شود و برفادهء ببندند تا فرونيايد .
و از طعام بادناك و از مجامعت و از پياده رفتن و قوّت كردن پرهيز كنند و گوارش زيره و معجون حبّ الغار به كار دارند .
و داروهاء قابض برمىنهند چون اقاقيا و صبر و انارپوست و مازو سبز و سماق و برگ مورد و شبّ يمانى و گلنار و سريش كفشگران و سريشم ماهى و گوز سرو و برگ سرو ، و چيزهاء بادشكن با آن بياميزند ، چون ابهل و زيره و نانخواه و چيزى نرم قوّتدهنده نيز بياميزند چون مقل و زفت و راتينج و علك البطم و صمغ عربى .
و امّا از جهت كودكان ، بگيرند معصفر و زعفران از هريكى يك جزو ، نعل موزهء كهن سوخته دو جزو ، بزردهء خايه مرغ بسرشند و بر آن جاى نهند . و خداوند قيلهء ريحى را سجزينا دهند و غاليه بروغن بان حل كرده اندر چكانند و علاج استسقاء ريحى كنند .
و خداوند قيلة الما را از آب خوردن بسيار بازدارند و معجون كندر دهند .
و ضمادهاء استسقاء زقّى به كار دارند . و الله اعلم .
باب هفتم از گفتار هجدهم از كتاب معالجات اندر ضعيفى قوّت مجامعت و علاج آن
ببايد دانست كه مجامعت كارى طبيعى است . همه انواع جانوران را از جهت بقاء نوع ، بدين سبب قضيب را و اوعيهء منى را از اعضاء رئيسه شمارند ، پس اعضاء رئيسه چهار است : دماغ ، و دل ، و جگر ، و قضيب و اوعيه منى .
و چنان كه بقاء نوع بقوّت قضيب در اوعيهء منى است ، بقاى شخص به قوت آن سه عضو ديگرست . و هرگاه كه از آن سه عضو يكى ضعيف شود اندر قوت مجامعت ضعفى پديد آيد .
علامات آن ، خداوند ضعف دماغ را شهوت جماع نباشد و لذّت آن نيابد .
و اگر سبب ضعف دماغ ، سوء المزاج سرد باشد ، قوّت او اندر زمستان ضعيفتر باشد ، و اگر سبب سردى بود ، چيزهاء