دادن مثانه را پاك كند ، و معجون عقرب سخت نافعست .
و اندر طبيخ كرنب نشستن و يك وقيه تخم خربزهء كوفته با شكر خوردن ، آزمودست ، مثانه را پاك كند . و الله اعلم .
گفتار هجدهم از كتاب سيم اندر معالجات از كتاب الاغراض الطبية اندر بيماريهاء كه تعلق بمردان دارد از قضيب و خايه و علاج آن و اين گفتار هشت بابست
باب اوّل از گفتار هجدهم از كتاب معالجات اندر آماس قضيب و خايه و علاج آن
سبب آماس گرم اندر قضيب و خايه ، ماده خونى است و صفرا ، يا حركت بشهوت مباشرت باشد و نارفتن آن كار بسببى از اسباب و بازماندن منى اندر اوعيه .
امّا آنچه اندر قضيب و خايه افتد بيشترى از بازماندن منى باشد اندر اوعيه .
علامتها ، امّا علامتهاى خونى و صفرايى معلومست و علامت بازماندن منى اندر اوعيه نارفتن آن كار باشد .
علاج آن ، امّا اگر سبب ، حركت منى باشد و نارفتن آن كار ، زود آن كار ببايد راند تا اوعيه فارغ شود و درد زايل گردد .
و اگر آماس قوىتر شود يا اگر سبب ، ماده خونى و صفرائى بود ، نخست رگ صافن زنند يا بر ساق حجامت كنند يا بر روى ران ، و قى كردن ماده آماس را از آن جانب بازگرداند .
و طبع نرم داشتن بشيافها مادّه را بجانب مقعده بازآرد و باقى علاج بضماد و طلى بايد كرد ، اوّل رادع و آخر محلّل و اندر ميانه مركّب از هر دو .
صفت طلاء رادع
عصارهء گشنيز تر و آرد جو و آرد باقلى و اندكى زعفران بروغن گل بسرشند و برنهند .
و اوليتر آن باشد كه خرقهء بعصارهء گشنيز و عنب الثعلب و عصارهء نى تر و عصارهء كدو تر كنند و برپوشند .
صفت ضمادى محلّل
بگيرند آرد باقلى و خطمى سپيد و بابونه ، بلعاب تخم كتان بسرشند و برنهند .
و آرد جو با ماء العسل سرشته و برگ كرنب پخته با آرد جو و زردهء خايه مرغ و روغن گل نافع بود . و به آخر ميويز دانه بيرون كرده و زيرهء كرمانى كوفته و بماء العسل مخبّصكرده برمىنهند .
و اگر صلب گردد مقل و اشق و پيه بط و پيه گوساله بماء العسل حل كنند و طلى كنند .
و اگر آماس سرد باشد ، نخست اكليل الملك