و زاج سوخته و مازو و اقماع انار ترش از هريكى يك جزو ، زنگار يك جزو و نيم ، مرهم سازند بروغن گل .
صفت داروى ديگر كه ريش خوره و بواسير را سود دارد
مس سوخته و كندر و شبّ يمانى از هر يكى چهار درم ، پوستهاء باريك كه اندر ميان انار باشد ، زراوند طويل ، قلقطار از هريكى هشت درم ، همه را بكوبند و به شراب مثلث بسرشند و اقراص كنند ، و بوقت حاجت بسايند و طلا كنند ، و الله اعلم بالصواب .
باب پنجم از گفتار هجدهم از كتاب معالجات اندر خارش قضيب و خايه
سبب آن ، مادهء تيز باشد كه آنجا فرود آيد و آنچ ترابنده باشد ، بدتر باشد .
علاج آن ، نخست استفراغ كنند بفصد باسليق و حجامت بر پهنه و روى ران و بمسهل ، پس طلا كنند .
صفت طلاى نافع : اقاقيا و ماميثا از هريكى نيم درم ، نوشادر و صبر از هر يكى دانگى ، زعفران نيم دانگ ، اشنان چند همه ، داروها كوفته و بيخته با روغن زيبق طلا كنند و ديوچه بر روى ران افكنند .
باب ششم از گفتار هجدهم از كتاب معالجات اندر علة فتق و قيله
اين علتى است معروف اندر حوالى ناف افتد برتر يا فروتر و آن را بتازى فتق مراق البطن گويند . و باشد كه اندر بيغولهء ناف افتد و آن را فتق الاربيّه خوانند .
و اگر اين فتق الاربيّه بزرگ افتد و ثرب و امعا بكيسهء خايه فرود آيد آن را قيلة الامعا خوانند .
و گاه باشد كه سبب قيلة الامعا رطوبتى باشد كه منفذى تنگ از غشاء اندرونى كه اندر كيسهء خايه گشادست آغشته شود و باندك قوّتى ، فراخ باز شود و روده بدان منفذ فرود آيد .
و قيله سه نوع است : يكى آنكه روده فرود آيد ، دوّم آنكه باد فرود آيد و آن را قيلة الريح خوانند ، سيم آنكه آب فرود آيد و آن را قيلة الماء گويند .
و فتق الاربيّه و فتق مراق البطن چون به پشت بازخسبد بجاء باز شود ، خاصّه كه طعام گواريده باشد و فتق الاربيّه همچنين .
و قيلة الامعا آنست كه هرگاه كه طعامى بادناك خورند ، قراقر اندر خايه افتد و اگر پياده روند يا قوّتى كنند روده