اسباب سوزانيدن بول ، جرب و بثرهء مثانه است يا برهنه شدن مثانه و مجارى از رطوبت مخاطى بسبب بسيارى جماع و خوردن چيزهاء تيز يا سوء المزاج گرم .
علامات آن ، اگر سبب ، سوء المزاج گرم باشد ، بول زرد باشد يا سرخ و تشنگى غالب .
و علامت برهنه شدن مثانه آنست كه بسيارى جماع از پيش رفته باشد ، و غذاهاء تيز اتفاق افتاده .
و علامت جرب ياد كرده آمده است .
علاج آن ، اگر با بول مادّهء تيز مىآيد ، نخست قى بايد كرد پس باسليق گشادن و اگر مانعى نباشد بر پهنه حجامت كردن .
و هر بامداد بنادق البزور با شراب بنفشه دادن ، گر با كشكاب و روغن بادام ، و شبانگاه اسبغول و شكر دادن با روغن گل و شراب كاكنج نافعست .
و غذا اسفاناخ و پايچه و گوداب و نان بپيه مرغ فربه .
و شياف ابيض اندر چكانيدن و الله اعلم .
باب پانزدهم از گفتار هفدهم از كتاب معالجات اندر ذيابيطس و ادرار بول و اندر بستر مىزيدن
اسباب ادرار بول چهار نوع است : يكى ضعيفى گرده از نگاه داشتن آب كه از جگر به دو آيد .
دوم ، فراخى مجريها و رگها و دهنهاء آن .
سيم ، سوء المزاج سرد بر همه تن يا بر جگر .
چهارم ، حرارت بافراط كه بر جگر مستولى شود و گرده بدان سبب ترى از جگر مىستاند فزون از آنكه بتواند پزانيدن تا ناپزانيده از وى مندفع مىشود و جگر از ماساريقا مىكشد و ماساريقا از معده مىكشد و معده آب مىخواهد ، و بدان سبب تشنگى غالب مىشود .
و آن كشيدن آب را كه اندامها از يكديگر مىكشد بلغت يونان ذيابيطس خوانند يعنى دولاب و ازين علت كاهش و گدازش تولد كند .
علاج آن ، امّا خداوند ذيابيطس را نخست اگر مانع نباشد رگ باسليق بايد زد .
و كشكاب غليظ سرد كرده و روغن گل برچكانيده و اسبغول و شكر اندر آب خيارشنبر و آب تخم خرفه با آب انار ترش و آب كدو بريانكرده و حمّاض ترنج و دوغ گاو ترش دادن ، و در آب سرد نشاندن چنان كه سرما اثر كند و تشنگى بنشاند .
و بسيار خوردن آب سرد با قى كردن ، سخت سود دارد و گرده را باعتدال بازآرد .
و بهواء سرد انتقال كردن و بنفشه و نيلوفر و كافور بوئيدن ، سود دارد .
و عرق آوردن ، اگر مانعى نباشد اصلى بزرگست و علاجى نافع .
و فقاع از آب دوغ ترش