نرمكننده برنهادن .
و اگر سبب ، سوء المزاج سرد و باطل شدن حسّ باشد ، نخست قى كنند پس ترياق و مثروديطوس و سجزينا و ماء الاصول و روغن فرفيون مىماليدن .
و اگر سبب ، سوء المزاج گرم باشد چنان كه اندر تبهاء محرقه افتد ، بطبيخ بابونه و بنفشه و خطمى تكميد كردن و روغن بنفش با روغن شبت آميخته ماليدن و روغن حسك و طبيخ خطمى و حسك ، سود دارد .
و اگر سبب ، زخمى يا آسيبى بود و مهرهء كمرگاه از جاى خويش بيرون آيد يا آفتى بنخاع رسد خلاص از وى كمتر بود ، خاصّه اگر حسّ رانها و حسّ مثانه باطل شده باشد ، بعلاج آن مشغول نشايد بود ، مگر كه نخست اوليا را خبر دهد كه بيمارى پرخطرست ؛ و نخست رگ باسليق زنند ، و ترياق با مثروديطوس دهند و قاثاطير به كار مىدارند ، و طبيخ بابونه و بنفشه و اكليل ملك و پوذنهء جويبارى و قيسوم و سبوس بر زهار مىچكانند .
ابو الحسن الترنجى رحمه اللّه گويد ، يكى را اين علت افتاد ، طبيب شاهنشاه او را آب تخم باذيان داد ، همان روز هلاك شد ، و ديگرى را بيفتاد همان علاج خواست كرد او را گفتم اگر خواهى كه هم امروز هلاك شود آب تخم باذيان ده ، و اگر بول بقاثاطير بيرون گيرى و براز بحقنه و شياف بيرون آرى ، چهل روز زنده بماند ، چنان كرد ، همچنان بود .
و ديگرى را افتاد و بعلاج خلاص يافت ، ليكن پاى او سست بماند و سلس البول با او بماند و با آن فرمان يافت .
و اگر سبب ، استرخاء مثانه بود بر آن شكل كه آبتازانند ببايد نشاند و دست بر زهار ماليدن .
و آن را كه آب بيرون نيايد ، قاثاطير به كار بايد داشت .
و ترياق و مثروديطوس دادن و بجاى آب ماء العسل دادن و اندر ماء العسل ، سعد و سليخه و سنبل و قرنفل و بسباسه مىبايد پخت ، چنان كه رسمست و بطبيخ اين داروها تكميد كردن .
و علاجهاى ديگر چون زعفران با حليل اندر نهادن و شپش كه اندر جامهء مردم باشد اندر احليل نهادن و نمك آب طلخ اندر چكانيدن و مثانهء گوسفند گشن سوخته و سوده و با شراب شيرين دادن ، و دو درم سرطان نهرى بريانكرده با انگبين ، گر با شكر دادن ، و جندبيذستر و مشك سوده با روغن سذاب اندر چكانيدن . و زهرهء همه جانوران اندر چكانيدن سود دارد .
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 495
مساهمون: اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
ص٤٩٥