و ريم بقى برآيد ، علامت نوميدى باشد .
و صبر اندر آب كسنه دادن و ايارج فيقرا دادن تا معده بشويد و ريم را باسهال دفع كند ، صواب باشد .
و غذا شورباء مرغ و حلبه و شبت اندر وى پخته .
باب بيست و دوم از گفتار نهم از كتاب معالجات اندر ريشهاء معده و علاج آن
سبب ريش معده مادهء باشد تيز و سوزاننده .
و اين ماده يا اندر معده تولد كند از خوردنيهاء گرم و تيز يا نزلهء باشد كه از سر فرود آيد ، يا از عضوى ديگر بمعده آيد .
علامات ريش معده ، تب گرم و آروغ و بوى دهان ناخوش ، و كام و زبان خشك و قى بسيار و اندر قى پوستها كه از سر ريش برخيزد ، پديد آيد .
امّا اگر قرحه و بثره اندر مرى باشد ، هنگام فرو بردن طعام المى اندر حلق و از پس گردن و ميان دو كتف يافته شود .
و اگر اندر فم معده باشد ، الم اندر فرود مغاك سينه يابد .
و اگر اندر قعر معده بود ، پس از آنكه طعام قرار گيرد ، الم نزديك ناف يابد و پوست ريش اندر براز پديد .
و اگر اندر امعا بود ، هرگاه كه ثفل طعام بروده فرود آيد ، الم اندر حوالى ناف يابند و پوست ريش اندر براز پديد آيد ، و اين پوست باريكتر بود .
و هرگاه كه اين امتحان خواهند كرد ، بيمار را چيزى دهند كه اندر وى خردل و سركه بود .
علاج آن ، نخست كه اثر بثره و ريش پديد آيد ، فصد بايد كرد ، خاصّه اگر علامتهاء خونى باشد .
دوغ ترش از شير گاو سياه مقدار ده ستير با يك درم طباشير و يك درم گل سرخ و يك درم بزر الحمّاض هر روز مىدهند .
و بگيرند شير گاو ده ستير ، آب سماق ده ستير ، آب غوره پنج ستير ، بياميزند و سنگتاب مىكنند تا آبها برود و شير بماند ، آن شير را با آب انار ترش مىدهند .
و اگر ريش كهن شده باشد و خورده مىشود بجلّاب و ماء العسل ببايد شست ، و ايارج فيقرا دادن تا پاك كند ، پس دوغ ترش با رب انار ترش مىدهند .
و اگر صفرا غالب باشد و منش گشتن رنجه دارد ، ناشتا آب سرد بسيار بدهند يا كشكاب با آب انار ترش تا قى كند ، و از پس قى ، دوغ ترش و طباشير و گل ارمنى و گل سرخ مىدهند .
و اگر باستفراغى حاجت آيد ، خيارشنبر دهند