و كثيرا از هر يكى يك درم ، ربّ سوس دو درم زيادت كنند و با شراب بنفشه دهند .
صفت ضمادى نافع ، بگيرند صندل ، كافور بگلاب بسايند و بر جگر نهند و برگ خرفه بكوبند و روغن گل برچكانند و چون مرهم كنند و برنهند .
و آنجا كه بكشكاب حاجت آيد ، تخم كسنه و زرشك درافكنند .
و غذا ماهى خورد تازه و طفشيل و اسفاناخ و برگ چگندر با اندكى گشنيز تر پخته ، و به سركه چاشنى دهند . و الله اعلم .
باب سيم از گفتار دهم از كتاب معالجات اندر جگر سرد و اسباب و علامات و علاج آن
سوء المزاج جگر سرد ، يا ساده بود يا با مادّه .
و اسباب آن همچون اسباب سوء المزاج سرد معده و دل بود بعينها .
علامات آن ، اما علامت سوء المزاج سرد ساده آنست كه تشنگى نباشد و لبها و زبان سپيد باشد ، و رنگ روى بسياهى و سبزى فستقى گرايد و بول سپيد و رقيق باشد و نبض متفاوت و آرزوى طعام قوى . لكن اگر سوء المزاج مفرط بود ، شهوت باطل گردد . و براز سپيد و بىبوى باشد ، و طبع گاهى خشك و گاهى نرم و به آخر ثفلى همچون خون به آب گداخته و عفن بيرون آيد .
و گاه باشد كه بول همچون صديدى بود رقيق ، پس غليظ گردد و سياه .
و براز غسالى با شهوت طعام ، نشان سردى و ضعيفى جگر باشد . و اگر با مادّه باشد ، علامت وى آنست كه با اين علامتها مژهء دهان ترش باشد و طبع نرم ، و تبهاء عسر تولّد كند و ثفل سياه و غليظ بود و تهبّج اندر چشم و اطراف پديد آيد .
علاج آن ، آنجا كه سوء المزاج بىماده باشد ، علاج آن علاج سوء المزاج معده و دل بود بعينه .
و آنجا كه با ماده باشد ، استفراغ بايد كرد بحبّ ايارج .
صفت حب ايارج
ايارج فيقرا يك درم ، لك مغسول ، ريوند چينى از هر يكى دو دانگ ، غاريقون نيم درم ، انيسون دانگى ، مقل دانگى ، حبّ كنند به آب كرفس ، شبانگاه اين حبّ بدهند .
و بامداد مطبوخ هليله دهند .
صفت مطبوخ هليله
هليلهء كابلى پانزده درم ، افسنتين رومى ، غافت ، افتيمون از هر يكى پنج درم ، گل سرخ ده درم ، تربد سه درم ، سنبل يك درم ، پوست بيخ باديان و پوست