با آب كسنه .
و اگر اسهال پديد آيد ، اقراص طباشير دهند با ربّ آبى و سيب و يا اندر كشكاب كه از پست جو پخته باشند .
و اگر خورده شده باشد ، علاج خون برآمدن از حلق و گلو علاج آن باشد .
و ضماد از طحلب و تراشهء كدو و برگ خطمى و سماق و مازو و گلنار و رامك و گل سرخ و آب برگ خرفه و آب غوره و آب سيب ترش و آب لسان الحمل و آب برگ مورد بايد داد .
و فلونيا و شراب افسنتين اين نوع ريشها و بثرها را سود دارد .
و غذا بطون گاو و بطون بز و گوشت گوساله به سركه ، و چوژهء مصوص به آب غوره و آب سماق و آب ليمو و آب انار ترش و آب ترشى ترنج .
تمام شد گفتار نهم به حمد اللّه و حسن تيسيره
گفتار دهم از كتاب معالجات كه كتاب سيم است از كتاب الاغراض الطبية و المباحث العلائية اندر احوال بيماريهاء جگر و علاج آن و اين گفتار هشت بابست
باب اوّل از گفتار دهم از كتاب معالجات اندر فعل و خاصيت جگر و احوال آن
همچنانكه دل محلّ قوت حيوانيست و دماغ محل قوت نفسانى است ، جگر محل قوّت طبيعى است و غذا دادن اندامها و پرورش تن ، فعل و خاصيّت اوست ؛ و قوت هضم دوم كه كيلوس را خون گرداند اندر گوشت اوست ، و قوّتهاء جاذبه و ماسكه و دافعه اندر رگهاء اوست .
و جگر مردم از جگر حيوانى كه تن او باندازهء تن مردم بود بزرگترست .
و درازى و كوتاهى انگشتان نشان بزرگى و خردى جگرست ، و سپيدى و سرخى و تازگى رنگ روى ، نشان درستى و قوّت اوست ، و زردى روى نشان گرمى اوست ، و لون رصاصى نشان سردى اوست ، و تيرگى نشان سردى و خشكى اوست ، و گوشتناكى نشان گرمى و ترى اوست ، و پيهناكى نشان سردى و ترى اوست ، و لاغرى و خشكى نشان گرمى و خشكى باشد .
و رگها سطبر و ظاهر نشان گرمى و بزرگى بود ، و رگهاى باريك و پوشيده نشان سردى و كوچكى بود . و هرگاه كه اندر فعلهاء سپرز و زهره و گرده كه فضلها از وى بيرون كشد تقصيرى و آفتى افتد ، اندر كار وى تقصيرى پديد آيد و خون كه اندر وى تولد كند ، صافى و پاكيزه نباشد و آفت اندر تن پديد آيد و اندر كار جگر تقصيرى و اللّه اعلم .