شير اشتر دادن صواب بود و خيارشنبر اندر ماء الاصول حل كرده و روغن برافكنده ، سود دارد .
و اقراص سنبل با ميبختج سود دارد .
و ضماد ازين نوع سازند : بگيرند اكليل ملك و بابونه و حبّ الغار و افسنتين از هر يكى يك جزو ، اشق و مقل از هر يكى ربع يك جزو ، انجير خشك بيست عدد ؛ انجير اندر شراب شيرين بپزند پس بانگبين بسايند و صمغها اندر شرابى كه انجير در وى پخته باشند حل كنند ، و داروهاء كوفته و انجير سوده با انگبين همه بيكجا بسرشند و برمىنهند .
و بجاى آب ، ماء العسل با شير اشتر .
و غذا همان كه اندر آماس بلغمى ياد كرده شدست .
باب بيست و يكم از گفتار نهم از كتاب معالجات اندر دُبَيلهء معده و علاج آن
علامات دبيلهء معده ، هر گاه كه آماس گرم بدان ادا كند كه تن لاغر شود و چشمها دور اندر افتد و اسهال و قى پديد آيد ، و تب آهسته و بول اندك آيد ، و معده سخت شود ، چنان كه انگشت در وى اثر نكند ، نشان دبيله باشد .
و اگر درد كند و اطراف سرد شود بد باشد .
علاج آن ، نخست كه آماس پديد آيد ، فصد بايد كرد و طلاها كه اندر آماس گرم ياد كرده آمدست به كار داشتن و ماده را باز گردانيدن تا دبيله باز نگردد .
چون دبيله گشت ، ببايد پزانيدن ، چنان كه در باب گذشته ياد كرده آمدست ؛ و نگاه مىبايد كرد تا هيچ نرمتر مىشود ، طبيخ حلبه و حسك با روغن بادام طلخ و روغن بيدانجير مىبايد داد .
و بگيرند طلخشقوق خشك درمى و نيم ، مرو و حلبه از هر يكى يك درم ، همه را بكوبند نرم با سه وقيه شير خر يا شير بز گرمكرده ، و بگيرند طلخشقوق خشك يك وقيه ، حلبه دو وقيه ، تخم مرو چهار وقيه ، بكوبند و ببيزند و بروغن كنجيد چرب كنند و بشير تازه بسرشند و بر آماس نهند .
و ضمادى كه اندر علاج آماس صلب ياد كرده آمدست ، پزاننده است و نرمكننده .
و چون اثر پختگى پديد آيد ، بسترى نرم و گرم بيفكنند و بيمار را بر آن بستر خوابانند ، چنان كه معده بر بستر نهاده باشد تا فشرده شود و بگشايد ، چون گشاده شود ، علاج و داروها همان كه اندر علاج آماس خونى ياد كرده آمدست .
و اگر خون