نفس تنگ باشد و آب دهان بسيار و رخسار اندر تب ، سرخ نشود و اندر سينه حرارت نباشد .
و اگر علّت بتحليل دفع خواهد شد ، بسرفه اندكاندك رطوبت پخته بيرون آيد .
و اگر ريم خواهد كرد ، تب لازم باشد و اندر معاليق شش درد و تمدّد باشد .
و اگر ذات الرّيه ، ذات الجنب گردد ، تنگى نفس كمتر شود و پهلو خليدن گيرد .
علاج ، اگر آماس خونى باشد تامّل بايد كرد تا آماس اندر كدام جانبست .
و آن چنان باشد كه بنگرند تا اندر تب ، رخسار از كدام جانب سرخ مىشود و حس گرانى سينه از كدام جانب همى يابد ، يا بر كدام پهلو خفته رطوبت بيشتر مىآيد .
از آن جانب كه سرخ شود و گرانى همى يابد ، رگ صافن بزند ، مثلا اگر از جانب راست سرخ مىشود و گرانى از سوى راست مىيابد ، از پاى راست ، صافن بزند ، و از پس سه روز از جانب مخالف ، رگ باسليق زنند ، اعنى اگر نخست صافن از پاى راست زده باشند ، باسليق از دست چپ زنند .
و اگر قوت قوى باشد از پس سه روز ديگر ، اكحل بزنند و به آخر از جانب موافق باسليق زنند .
و اگر تب سخت گرم باشد ، مسهل نبايد داد و رگ بايد زد ، از بهر آنكه رگ زدن بىخطرست .
و دارو اگر ماده را بجنباند و اسهال نكند ، مضرّت افزايد ، و اگر اسهال كند بافراط هم مضرّت افزايد و سقوط قوّت آرد .
و اگر حس گرانى و تمدّد نزديك چنبر گردن همى يابد ، ماده اندر معاليق شش باشد ، و رگ زدن سودمندتر از مسهل باشد . و اگر حس گرانى اندر شراسيف همى يابد ، اختيار بر طبيب است برحسب مشاهده ، خواهد رگ زند و خواهد مسهل دهد و خواهد هر دو علاج كند . و هيچ شربت غليظكننده و قابض نشايد داد چون دياقودا و آب سرد و آب كشنه ، الّا اندر ذات الريه كه از جنس جمره باشد ، ليكن شربتهاء زداينده بايد داد چون گلاب و كشكاب .
و اگر بسبب گرمى تب ، بشربت خنك حاجت آيد ، شربتهاء خنك زداينده و ترىفزاينده دهند ، چون آب خيار و آب خربزهء هندو و آب كدو و سكنگبين كه ترش نباشد ، از بهر آنكه ترش ماده را بگسلد ، ليكن اگر قوت قوى نباشد ، بر نتواند انداخت و پاك نگردد .
و آنچه سخت ترش نباشد برفق ماده را لطيف كند و بزدايد و حرارت بنشاند .
و آنجا كه اختيار بر سكنگبين ترش افتد با آب گرم بايد داد و
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 385
مساهمون: اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
ص٣٨٥