مغز پنبهدانه اندر وى پخته و سرشته پاككننده است .
و لعوق اسقيل با شير خر ، سخت نافعست .
و ببايد دانست كه هروقت كه آماس گشاده خواهد شد ، تنگى نفس و گرانى سينه و درد زيادت شود ، و تب ، گرمتر گيرد ، و آن روز كه گشاده شود ، نيك بلرزاند .
ضمادهاء پزاننده كه ياد كرده آمدست اندر آن روزى چند كه اثر پخته شدن پديد آيد به كار بايد داشت و بيمار بر آن پهلو خسبد كه ماده در آن جانب است .
و اگر حرارت سخت قوى نباشد ، اندر شراب زوفا ، فراسيون و حاشا و زوفا و انجير و بيخ سوس مىپزند و با انگبين دهند .
و اگر اندرين وقت خرما اندر كشكاب يا اندر شراب زوفا مىپزند و مىدهند روا باشد ، و اللّه اعلم .
باب پنجم از گفتار هفتم از كتاب معالجات اندر علة ذات الصّدر و علاج آن
ذات الصّدر پخته شدن ريم باشد اندر فضاء سينه .
و اسباب آن آماسى باشد اندر غشا و عضلهاء سينه يا قرحهء كه بگشايد و ريم اندر فضاء سينه ريخته شود ، يا ذات الرّيه يا ذات الجنب اندر فضاء سينه پاك شود .
و ريم اگر اندك باشد از راه گلو پاك شود .
و هرچه اندر مدّت چهل روز پاك نشود بعلّت سل باز گردد ، از بهر آنكه ريم كه از راه گلو پاك شود ، نخست بر شش گذرد و گذر او شش را بسوزد و ريش كند ، و ريش شش ، سل است .
و گذر ريم بر شش چنان باشد كه بسبب حركت و تخلخل و نازكى شش ، ريم اندر وى گذر يابد ، يا از راه گلو پاك شود .
و اگر طبيعت قوى باشد پيش از آنكه ريم اجزاء سينه را تباه كند ، آن ريم را هم بدان راه كه غذا بدين موضع مىرسد بادرار يا باسهال دفع كند و اينچنان باشد كه طبيعت ريم را به رگهايى كه دهنهاء آن از بهر غذا رسانيدن باجزاء سينه پيوستست دفع كند تا اندر آن رگها بگذرد و بقعر جگر آيد و از جگر يا بدان رگها شود كه برودها پيوستست و باسهال دفع شود و يا بدان منفذ آيد كه بگرده پيوستست و بادرار دفع شود .
و آنچه بدين وجه دفع شود بيشتر باشد ، از بهر آنكه اندر آن منفذ كه ميان جگر و گرده است قوّت جاذبهء گرده و دافعهء جگر كار مىكند ، و اندر رگها