تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
مغز پنبه‌دانه اندر وى پخته و سرشته پاك‌كننده است . و لعوق اسقيل با شير خر ، سخت نافعست . و ببايد دانست كه هروقت كه آماس گشاده خواهد شد ، تنگى نفس و گرانى سينه و درد زيادت شود ، و تب ، گرم‌تر گيرد ، و آن روز كه گشاده شود ، نيك بلرزاند . ضمادهاء پزاننده كه ياد كرده آمدست اندر آن روزى چند كه اثر پخته شدن پديد آيد به كار بايد داشت و بيمار بر آن پهلو خسبد كه ماده در آن جانب است . و اگر حرارت سخت قوى نباشد ، اندر شراب زوفا ، فراسيون و حاشا و زوفا و انجير و بيخ سوس مىپزند و با انگبين دهند . و اگر اندرين وقت خرما اندر كشكاب يا اندر شراب زوفا مىپزند و مىدهند روا باشد ، و اللّه اعلم .

باب پنجم از گفتار هفتم از كتاب معالجات اندر علة ذات الصّدر و علاج آن

ذات الصّدر پخته شدن ريم باشد اندر فضاء سينه . و اسباب آن آماسى باشد اندر غشا و عضلهاء سينه يا قرحهء كه بگشايد و ريم اندر فضاء سينه ريخته شود ، يا ذات الرّيه يا ذات الجنب اندر فضاء سينه پاك شود . و ريم اگر اندك باشد از راه گلو پاك شود . و هرچه اندر مدّت چهل روز پاك نشود بعلّت سل باز گردد ، از بهر آنكه ريم كه از راه گلو پاك شود ، نخست بر شش گذرد و گذر او شش را بسوزد و ريش كند ، و ريش شش ، سل است . و گذر ريم بر شش چنان باشد كه بسبب حركت و تخلخل و نازكى شش ، ريم اندر وى گذر يابد ، يا از راه گلو پاك شود . و اگر طبيعت قوى باشد پيش از آنكه ريم اجزاء سينه را تباه كند ، آن ريم را هم بدان راه كه غذا بدين موضع مىرسد بادرار يا باسهال دفع كند و اين‌چنان باشد كه طبيعت ريم را به رگهايى كه دهنهاء آن از بهر غذا رسانيدن باجزاء سينه پيوستست دفع كند تا اندر آن رگها بگذرد و بقعر جگر آيد و از جگر يا بدان رگها شود كه برودها پيوستست و باسهال دفع شود و يا بدان منفذ آيد كه بگرده پيوستست و بادرار دفع شود . و آنچه بدين وجه دفع شود بيشتر باشد ، از بهر آنكه اندر آن منفذ كه ميان جگر و گرده است قوّت جاذبهء گرده و دافعهء جگر كار مىكند ، و اندر رگها