داروى قوىايست .
و اگر نفس فرو گيرد و خناقى شود چهار درم بوره و دو درم تخم سپند اندر پنج وقيه ماء العسل بدهند در حال گشاده شود .
و انواع مركبات ديگر اندر كتاب ذخيره ياد كرده شدست .
و آنجا كه مادّه اندر فضاء سينه ريخته شود ، علاج استسقا كنند .
و آنجا كه سبب ، آماس احشا باشد ، علاج آن اندر جايگاه آن ياد كرده شود .
و آنجا كه سبب بخار دخانى باشد اندر شش ، غلبهء تشنگى و راحت يافتن از هواء سرد ، علامت آن باشد ، بهترين علاجى آنست كه بهوايى ديگر شوند يا هواء خانه خنك و خوشبوى كنند ، و استفراغ بماء الجبن و ايارج فيقرا كنند .
و آنجا كه ماده باد غليظ باشد ، آب باديان و ايارج فيقرا و حبّ الرشاد علاج آنست .
و آنجا كه خشكى غالب بود ، شير خر و شير بز نافع بود ، و علاج تقلّص الحجاب علاج اوست .
و آنجا كه سبب ، سرما رسيدن بود ، طبيخ حلبه و طبيخ ميويز و مانند آن سود دارد .
و غذا اندر همه انواع ، شورباى خروس پير و شورباء گنجشك و كبك و درّاج و تذرو دهند .
و خرگوش و آهو و گوزن و ماهى طريخ و گوشت خارپشت و شش روباه بخاصيت سود دارد ، خشك كنند و گاه گاه با شكر مىدهند نافع بود .
باب دوم از گفتار هفتم از كتاب معالجات اندر انواع سرفه و علاج آن
سرفه ، شش را همچون عطسه است مر دماغ را .
و اسباب سرفه سوء المزاج است ، ساده و با ماده ، و آماس آلتهاء دم زدن .
و اگرچه آماس ، سوء المزاج با ماده است ، فرق ميان هر دو آنست كه مادهء آماس اندر ميان اجزاء عضو جاى گرفته باشد و آن را از يكديگر دور كرده و بدين سبب آماس را تفرّق الاتّصال گويند ، و سوء المزاج بر خلاف اين باشد .
ماده يا اندر فضاء عضو باشد يا اندر عروق يا مجاور باشد .
و رسيدن چيزى ناطبيعى بآلتهاء دم زدن چون دودى و غبارى و طعامى ترش يا تيز و عفص .
و بسيار باشد كه سرفه بمشاركت همه تن پديد آيد ، چنان كه اندر تبهاء محرقه و حاده پديد آيد .
و باشد كه بمشاركت يك عضو پديد آيد ، و اينچنان باشد كه اندر جگر مثلا يا اندر سر حجاب يا اندر فروسوى حجاب آماسى پديد آيد ، معاليق جگر فروكشيده شود و بسبب پيوستگى غشاهاء