از زخمى بگيرند صبر و اقاقيا و مر و كندر به سركه و سپيدهء خايهء مرغ بسرشند و طلا كنند و مغز نان اندر ماء العسل بپزند و طلا كنند سودمند بود . و اللّه اعلم .
گفتار چهارم از كتاب سيم اندر معالجات از كتاب الاغراض الطبية اندر احوال بيماريهاء بينى و اسباب و علامات و علاج آن و اين گفتار پنج بابست
باب اول از گفتار چهارم از كتاب معالجات اندر آفتها كه اندر حسّ بويايى افتد
آفتها كه اندر حسّ بويايى افتد سه نوعست : يا باطل شود يا ضعيف ، يا از حال طبيعى بگردد و پيوسته بوى ناخوش ويرا خوش آيد و از بوى خوش بگريزد ، و يا پيوسته بوى ناخوش مىآيد بىآنكه از بيرون به دو مىرسد .
و اسباب اين آفتها ، يا سدّه باشد يا سوء المزاج ساده ، گر با ماده .
امّا سبب سدّه يا مادهء زكام باشد يا گوشت فزونى يا آماس .
و سبب تغيّر حاست از حال طبيعى ، مادهء غريب باشد عفن گشته يا ريش كهن يا ناصور كهن .
علامات آن ، امّا علامت سدّه و زكام ، گرانى آوازست و دشوارى دم زدن از راه بينى .
و آنجا كه منفذ بينى گشاده باشد و حسّ بوى نمىيابد ، ببايد دانست كه سدّهء زندرون مصفاة است ، و مادهء سردست يا خام .
و آنجا كه سدّه نباشد و حس ضعيف شود يا باطل ، از حال طبيعى بگردد ، ببايد دانست كه سبب اندر دماغست ، علامتهاء سوء المزاج ساده و با ماده ببايد جست ، چنان كه اندر بيمارى دماغ ياد كرده آمدست .
و اگر بوى ناخوش پيوسته يافته مىشود ، ببايد دانست كه مادهء عفن اندر منفذ بينى است ، و گند بينى هم علامت مادهء عفن باشد يا علامت ريش كهن و باسور كهن .
و اگر بيمار اندر بيمارى حاده بوى مشك يابد يا بوى وحل يا بوى روغن گاو و علامتى ديگر از علامتهاء بد ظاهر شود ، حال بد باشد .
علاج آن ، امّا سدّه ضعيف را شونيز به سركه تر كنند يك شبانروز ، پس بريان كنند و بكوبند و در خرقهء بندند و مىبويند و بخار سركه كه از سنگ تافته برآيد و بخار سبوس كه اندر سركه پخته باشند .