تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
قوت ضعيف همچون حال خداوندان ذكاء الحس باشد كه از حركت آهسته منفعل شود ، اين حال ناقهْ را بسيار افتد و بيمارى نباشد . و آنچه بيرون ازين باشد ، بعضى بمشاركة معده و ديگر اندامها باشد و بعضى بمشاركة بيمارى گوش باشد . و سبب آنچه بمشاركة اندامى باشد ، برآمدن بخار باشد . و آنچه بيمارى گوش باشد ، سبب آن هم حركت هواء باشد ، و محرّك ، بادى بود اندر حوالى گوش ، با صديد و جوشيدن كه از قرحه مىپالايد و از اندرون گوش جمع مىشود و يا حركت كرم باشد كه آنجا تولد كند ، يا امتلاء رگهاء سر و تن . و اين نوع بيشتر ز پس مستى و خفتن بر امتلاء معده افتد يا سوء المزاج گرم اخلاط را بجنباند و بخارات برخيزد و اين در ابتداء نوبتهاء تب بسيار افتد . و باشد كه سبب گرسنگى ، حرارت غريزى بخارى را بجنباند و اين بخار غليظ باشد كه از آن حرارت تحليل پذيرد و سبب طنين و دَوِى گردد . و اما علامتها ، از آنجا كه سبب ، برآمدن بخار باشد از عضو ، آواز همچون آواز جوشيدن ديگ باشد و بوقت پُرى و تهىء معده و بوقت حركت و آسايش و اندر گرما و سرما مىكاهد و مىافزايد . و آنجا سبب باكى باشد اندر حوالى گوش آواز همچون آواز درخت باشد كه باد آن را بجنباندز و آنجا كه سبب تحليل بخارات غليظ باشد ، گاهى آواز ضعيف گردد و گاه قوىتر شود . و طريق علاج آنست كه بداند كه حرارت آفتاب و آتش و گرما و حركتهاء عنيف و قى كردن و آواز بلند كردن و بسيار گفتن و چيزى بآواز بلند خواندن و طعام بسيار خوردن و طعامهاء غليظ و بخارانگيز ، همه اندرين عارضه زيان دارد ، و خشكى طبع زيان دارد . و آنجا كه عارضه بمشاركة عضوى باشد يا بمشاركة همه تن ، نخست تدبير استفراغ آن عضو و تدبير پاك كردن تن ببايد كرد ، پس دماغ را بروغن مورد قوت دادن و روغن بادام اندر گوش چكانيدن . و آنچه سبب آن جوشيدن ريم باشد يا اندر نوبتهاء تب پديد آيد يا سبب آن ضعف قوّت باشد ، تدبير منع سبب بايد كرد و مزاج باعتدال بازآوردن و تدبير ناقهان كردن . و آن را كه سبب تحليل خلطهاء غليظ باشد ، نطول افسنتين و مرزنگوش و شيح و پوذنه و سعتر سود دارد . و استفراغ بحبّ قوقايا هم سود دارد . و آنجا كه گوشها كوفته شده باشد
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 339 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )