تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
پس بطلان آلت شنوايى ، اندر كمال فضيلت انسانى خلل آرد ، كه بطلان آلت ديگر حاستها نيارد بدين سبب واجبست گوش را تعهد كردن و از خاك و ريگ و باد سرد و گرم و از آب و از حيوانى كه به دو درآيد چون كرمى و غير آن نگاه داشتن ، و از شوخ پاك كردن . اما تعهّد آنست كه هر هفته يك بار قطرهء دو روغن بادام طلخ درچكانند . و از بهر آنكه تا از قرحه و بثره سلامت يابد ، هر هفته شياف ماميثا به سركه بسايند و اندر چكانند . و هيچ چيزى سرد به گوش اندر نبايد چكانيد ، نخست نيم گرم بايد كرد . و بر امتلا خفتن همه حاستها را زيان دارد ، و اللّه اعلم .

باب دوم اندر بيان كردن باطل شدن شنوايى و چگونگى معالجات آن

ببايد دانست كه آفت شنوايى ، يا نقصان باشد يا بطلان يا تغيّر از حال طبيعى . و اين‌چنان باشد كه آوازهاء دروغى شنود ، چون آواز آسيا و جلاجل و غير آن . و اسباب اينها انواع سوء المزاج است ، مفرد و مركب ، با ماده و بىماده ، و سدّه ؛ و اسباب از خون خلط غليظ و آماس و شوخ و ثولول و گوشت فزونى و خون كه بفسرد ؛ و چيزى كه بمنفذ اندر ماند ، چون سنگى و دانهء و حيوانى ، و آفتهاء ديگر چون تفرق الاتصال و اسباب و بحران انتقال . علامتهاى سوء المزاج ساده يا دردى باشد بىگرانى و تمدّدى . سوء المزاج سرد اندر هواء خنك ، زيادت گردد و از هواء گرم راحت يابد ، و سوء المزاج گرم بر خلاف اين باشد . و سوء المزاج با ماده از گرانى و تمدّد و ضربان خالى نباشد . و سوء المزاج خشك همچون سوء المزاج ساده باشد ، و تدبير گذشته بر آن گواهى دهد . و سدّه اگر بىگرانى و بىتمدّد باشد ، سبب آن شوخ باشد يا ثولول . و اگر با گرانى باشد سبب آن خلط غليظ باشد يا آماس ، لكن آماس اندر عصب باشد ، تب گرم و نافض و هذيان نشان آن باشد . و اگر نه اندر عصب باشد از تب خالى نباشد ليكن تب از جنس حمىّ يوم باشد و از ضربان و درد خالى نباشد . و اگر سبب سدّه ، تولد كرم باشد ، بيرون آمدن كرم بر آن گواهى دهد . و علامت قرحه و بثره ، ظاهر باشد و با تب و ضربان باشد ، و علامت جراحت و سنگى كه اندر ماند و غير آن . و علامت درآمدن
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 332 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )