تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
بسيارى خون باشد اندر تن ، و بسيارى بخارهاء بد كه از عضوى بدماغ برآيد ، و زخمى كه بر سر افتد و دماغ اندر زير قحف فشارده شود . علامات سبات ، آنجا كه سبب سردى و ترى باشد ، نبض موجى و نرم و عريض باشد ، و ديگر علامتها چون سپيدى زبان و تهبّج و غير آن ظاهر باشد ، و تدبيرهاى گذشته بر آن گواهى دهد . و آنجا كه سبب ، مزاج سرد ساده باشد ، فرامشتكارى ، و نقصان تمييز و ديگر علامتها ظاهر باشد ، و سبات ، بدان گرانى نباشد و نبض صلب باشد . و آنجا كه سبب سرماء بيرونى باشد ، هيچ علامت اخلاط ظاهر نباشد و سبب او علامت او باشد ، و نبض صلب و متمدّد و متفاوت باشد . و آنجا كه سبب ، برآمدن بخارها باشد ، طنين و دوار ، و خيال ضبابى و دودى پيش چشم آيد . و آنجا كه سبب ، تب گرم باشد علامتهاء مادهء تب ظاهر باشد و سبات بدان گرانى نباشد و نبض صلب باشد . و آنجا كه سبب ضعيفى روح باشد ، اسباب آن بر آن گواهى دهد . و سببهاى ديگر چون زخم و بسيارى خون اندر تن ظاهر باشد . علاج آن ، آنجا كه سببهاء سردى و ترى ظاهر گردد علاج ليثرغس بايد كرد ، و اگر ممكن گردد نخست قى بايد فرمود ، پس بحبّ اصطمخيقون استفراغ كلى كردن ، پس بحبّ ايارج و قوقايا جانب دماغ پاك كردن ، و از مراعات معده غافل نبايد بود . و آنجا كه علامت مزاج سرد ساده ظاهر شود ، بوى مشك و مرزنگوش ، و جندبيذستر ، و عود و مانند آن سود دارد . و دوا المسك ، و مثروديطوس و ترياق دادن صواب باشد . و غذا ، اسفيدبا و شورباء گنجشك و نخودآب ، و توابل دارچينى و نانخواه و كرويا و زيره و سير . و علاج سرماء بيرونى بدين نزديك باشد ؛ و بوى مشك و مانند آن و روغن قسط با فرفيون و جندبيذستر بر سر او چكانندن و بر صدغها ماليدن ، و نطول طبيخ سذاب و جندبيذستر و عاقرقرحا ، بر سر او چكانيدن صواب باشد ، و اندر طعام حلتيت با سير و گوزمغز افكندن . و علاج بخارها كه بر سر و دماغ برآيد ، لخلخه از سركه و گلاب و روغن گل بر سر مىنهند و پايها بطبيخ بابونه مىشويند و بسبوس مىمالند و بايارج استفراغ كنند ؛ و آن عضوها كه بخار از وى مىبرآيد علاج كنند . و آنجا كه سبب تب گرم بلغمى باشد ، بعلاج تب و استفراغ ماده