تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
و روغن بادام بر سر نهادن سود دارد .

باب چهارم از جزو سيم از گفتار اوّل از كتاب معالجات اندر سبات

سبات ، علتى است كه مدت خواب بيمار از عادت و از حال طبيعى بگذرد و بدشوارى بيدار گردد ، و اندر بيدارى بيشتر وقتها همچون خفته باشد . امّا خواب طبيعى ، حالى است كه روح حيوانى اندر آن حال روى باندرون تن آرد ، تا غذا را هضم كند و فضلها را بپزاند ، و روح نفسانى بمتابعت آن از كار فرمودن آلت حسّ و حركت باز ايستد . بسبب پيوستگى و آميختگى هر دو روح به يكديگر و بسبب ضرورت خلا ، از افعال روح نفسانى جز حركت آلت دم زدن نماند ، و آن حركت حجابست كه اندر خواب و اندر حال غشى برجاى باشد ، و حيوان بدان زنده باشد . و گاه باشد كه بسبب رنجى و رياضتى ، روح تحليل زيادت پذيرد ، و از گسترده شدن اندر همه تن بازماند ، طبيعت آسايش جويد و روح نفسانى از كار فرمودن آلتهاء حس و حركت باز ايستد ، چندانكه روح حيوانى از غذا كه هضم كند مددى يابد . و سبب خواب يافتن بيمار كه تندرستى به دو باز خواهد آمد و خوشى خواب او ازين نوع باشد ، و خواب طبيعى اين باشد . و هر گاه كه تندرست اندر تندرستى بىسببى ازين گونه كه ياد كرده آمد ، خوابى گران خسبد و مدت آن دراز گردد و بدشوارى بيدار شود ، آن خواب ناطبيعى باشد . و اسباب سبات ، يكى سرد شدن مزاجست بسبب داروى سرد يا سرمايى كه از بيرون به دو رسد يا عصبها خدر گردد و روح اندر آن گذر نكند چنان كه بايد كرد ، مردم بدان سبب اندر سبات افتد . و اندر مزاج تر همين نوع مضرتى باشد و آن‌چنان باشد كه عصبها به رطوبت آغشته گردد ، و گذرهاء ارواح گرفته گردد و روح اندر وى غليظ گردد و سبات تولد كند . و خواب مستى و خواب گرانى معده از طعام ازين نوع باشد . و گاه باشد كه اندر تب كه ماده از بسيارى بلغم متعفن باشد و گران‌بارى طبيعت باشد از آن تا روح نفسانى بر متابعت طبيعت دست از كار فرمودن آلتهاء حس و حركت بدارد ، و همه كار بطبيعت باز گذارد و بدان سبب سبات تولّد كند . و سببهاء ديگر ،