اثر پيرى بر وى پديد آيد ، و موى او ضعيف باشد و بزردى گرايد .
و خداوند دماغ سرد و تر ، كسلان و بسيارخواب و كندفهم و بددل باشد ، و او را زكام و نزله بسيار افتد و مخاط او بسيار بود . و الله اعلم .
باب چهارم از جزو اوّل از گفتار اوّل از كتاب معالجات اندر اصول و قوانين بيماريهاء سر
هر صداع كه با زكام و نزله باشد تدبيرهاء سرد و تر و روغنها از آن دور بايد داشت ، لكن استفراغ و بستن و ماليدن اطراف بايد فرمود .
و اندر صداع كه در پس سر باشد ، نخست به مطبوخ ، استفراغ بايد فرمودن ، پس فصد و قى كردن .
و غذاهاء ترش اندر هيچ نوع صداع موافق نيست مگر اندر صداعى كه بمشاركت معده باشد ، و از ترشيها چيزى شايد كه معده را دباغت كند و قوّت دهد و مادهء بد را از معده باز دارد .
و تدبير لطيف اندر صداعى كه سبب آن درآمدن صفرا باشد اندر معده ، سخت ، مضر باشد .
و افاويه اندر همه انواع صداع زيان دارد خاصه سليخه و قسط و زعفران و حماما .
و چيزهاء بخارانگيز اندر همه انواع صداع زيان دارد اگر سرد باشد يا گرم الّا آنجا كه مثلا چيزى بخارانگيز گرم خورده شود ، اگر چيزى كه از وى بخار سرد خيزد بر عقب آن بدهند روا باشد ، و اگر سرد خورده باشد گرم دهند روا باشد .
و آنجا كه باستفراغ حاجت آيد و علامتهاء بسيارى خون يافته شود ، يا خون با ديگر اخلاط برابر ، ابتدا بفصد بايد كرد ، پس باستفراغ ديگر مشغول بودن .
و آنجا كه بيمارى بنهايت رسيد و نضج پديد آمده باشد بغرغره و شمومات و عطوسات و نطولات ، سر پاك بايد كرد خاصه اگر پاك كردن سر مهمتر از استفراغى ديگر باشد .
اما اندر غرغره احتياط بايد كرد و آنجا بايد فرمود كه ايمن باشد كه بطريق غرغره خلطى سوزاننده به سينه فرو نرود و بيمار نيز مستعد قبول بيماريهاء سينه نباشد .
و آنجا كه به اياره فيقرا و سقمونيا استفراغ كرده باشد احتياط بايد كرد تا دماغ گرم نشود و سوء المزاجى باقى نماند و اگر حاجت باشد آن حرارت را بضمادها و شمومات خنك تدارك كردن . و اندر استفراغ نيز