باب سيم از جزو اوّل از گفتار اوّل از كتاب معالجات اندر نشانها كه از مزاج دماغ جويند
خداوندان دماغ گرم را از هواء تابستان و حرارت آفتاب و حرارت آتش و گرمابه و از طعام و شراب گرم و از بوى چيزهاء گرم زود صداع خيزد . و رنگ روى و چشم او ميل بسرخى دارد ، و رگهاء چشم او ظاهر باشد . و موى او نخست سرخ باشد پس بسياهى گرايد و زود اصلع شود . و فضلهء دماغ او زود پخته شود و زيرك و دريابنده باشد ، و از رايها و عزيمتها زود بگردد ، و باشد كه در وى طيشى و سبكسارى باشد و خواب او سبك باشد .
و خداوند دماغ سرد را زكام و نزله بسيار افتد ، و سپيدى چشم او صافى باشد و رگهاء آن باريك و خواب او گران باشد و موى او نخست ميل بزردى دارد ، و جعدى نباشد اندر موى او و زود سپيد شود ، و حركت چشم او آهسته باشد و چشمها بگرانى گشايد ، و راى و عزيمت او ثابت باشد همچون عزيمت پيران .
و خداوندان دماغ خشك را مجرى بينى از فضول پاك باشد . و زكام و نزله كم باشد و حاستهاء او قوى باشد و بىخوابى نتواند كشد و زود اصلع شود ، و علمها دير فهم كند و آنچه فهم كرد ، نيك نگاه دارد .
و خداوندان دماغ تر را حاستها كند باشد و زكام و نزله و سيلان رطوبت از بينى بسيار باشد ، و بسيار خسبد و علمها دير فهم كند و زود فرامشت كند و از رأى عزيمت زود بگردد و موى او جعد نباشد و دير رويد و دير اصلع شود .
و خداوندان دماغ گرم و خشك شتاب زده باشد و از راى براى مىگردد و حاستهاء او تيز باشد ، و مجرى بينى او پاك باشد ، و خواب او سبك باشد ، و موى او سياه و جعد و بسيار باشد و زود اصلع شود ، و لون روى و چشم او بسرخى ميل دارد .
و خداوندان دماغ گرم و تر را از گرمابه و باد جنوب و از همه غذاهاى گرم و تر رنج بيند و پيوسته مستعد بيماريهاء سر باشد ، و حاستهاء او كند باشد و بسيار خسبد و خوابهاء شوريده بيند ، و موى او بسرخى گرايد و لون روى او تازه و درفشان باشد ، و رگهاء چشم او ظاهر باشد و مخاط او بسيار باشد .
و خداوندان دماغ سرد و خشك را رنگ روى تيره باشد چون سبز سياهى ، و بر لون او رونق و تازگى نباشد ، و هيچ طعام و شراب سرد و هواء سرد او را موافق نباشد ، و اندر جوانى حاستهاء او تيز باشد و لختى سبكسارى باشد و بروزگار حاستهاء او كند مىشود ، و زود