نبايد ماليد .
و اگر سر رگ گرم شود ، هر ساعت مىبايد گشاد و رفاده بگلاب سرد ، تر كردن و باز ببستن .
و مرطوب را پيش از آنكه رگ زند ، رياضت معتدل بايد فرمود تا حرارت برافروزد و رطوبتها بگدازد .
اما رگهاء اهل تنعم را و ملوك را و كسانى را كه دارو دشوار توانند خورد ، تدبيرهاء لطيف بايد كرد .
اما خداوندان معده ضعيف و گرم را چون استفراغ حاجت آيد ، بگيرند سقمونيا مقدار يك شربت اندر جلاب خام حل كنند و آبى يا سيب ترش شيرين پاره كنند و بكارد بيازنند و اندر جلاب نهند يك شب تا ازين جلاب لختى اندر خورد و بامدادان آبى برچينند بسر خلال و بدهند و آن جلاب دور كنند ، مضرت سقمونيا نباشد و مژه داروها ندهد .
اما اگر مقدار سقمونيا زيادت از يك شربت كنند يا آنچه آبى بستاند ، مقدار يك شربت بود ، صواب باشد .
و اگر باستفراغ صفرا و رطوبت حاجت آيد ، تربد تراشيده نيمكوفته بگيرند دو درم يا بيشتر بحسب قوت و طبع داروخوار و اندر صد درم آب بجوشانند تا بنيمه باز آيد و بپالايند و قدرى سقمونيا درين آب حل كنند و قدرى شكر سوده درافكنند ، پس آبى يا سيب پاره كرده و بكارد آزده درافكنند و يك شربت بنهند ، تا بامداد آبى بدهند مقصود حاصل شود ان شاء الله .
صفت مطبوخى كه خداوند نزله را سود دارد ، بنفشه خشك پنج درم ، سوسن مقشر نيمكوفته ده درم ، اندر نيم من آب بپزند تا بنيمه باز آيد و بپالايند و بيست درم شيرخشت اندر وى بگدازند و بپالايند ، اين يك شربت باشد .
صفت حبى لطيف ، بگيرند بنفشه خشك دو درم ، رب سوس يك درم ، عسل خيارشنبر چندانكه كفايت بود و هر دو بدان بسرشند و حب كنند و الله اعلم .
باب يازدهم از گفتار اول از حفظ الصحه اندر تدبير استفراغ بقى
هر كس را كه سينه تنگ و از گوشت برهنه باشد ، و گردن دراز و قصبه شش پيش گردن زاندرون پوست بيرون خاسته و پيدا باشد ، و كسانى را كه اندر سينه بيمارى باشد ، قى نشايد كردن .
و كسانى را كه دماغ و اندامهاء سر ضعيف باشد ، و كسانى را كه سخت فربه باشند ، داروى