از بهر آنكه منفعت خون آن وقت باشد كه مقدار خون اندر تن چندان باشد كه بايد ، و مزاج آنچنانكه بايد ، و هرگاه كه مقدار از آن بيشتر شود يا مزاج آن بگردد و ناطبيعى شود ، سبب بيمارى گردد ، زايل كردن حال ناطبيعى واجب است .
و عذرى خواستهاند كه هر گاه كه غذا از بيمار بازگيرند يا چيزى اندك و نافع دهند ، هم مزاج خون و هم مقدار آن باعتدال باز آيد و بيرون كردن خون حاجت نيايد .
جواب گفتهاند ، اگرچه اين تدبير صواب است مهلتى و مدتى بايد تا خون فاسد و بسيار باعتدال باز آيد ، آنجا كه ايمن نتوان بود كه آفت پيشدستى كند مهلت نبرد ، پس بضرورت مقدار خون كمتر بايد كرد .
و صواب آنست كه اندر چنين حال ، هر دو تدبير كرده شود ، غذاء نافع و اندك دادن و مقدارى خون فاسد كم كردن تا غرض حاصل آيد .
و اندر بيرون كردن خون ، اعتماد بر قوت و حال دل بايد كرد و اين از نبض توان دانست .
و اوليتر آنست كه در حال فصد ، طبيب دست بر نبض دارد تا هرگاه كه اثر تغيّر و ضعف پديد آيد ، اندر حال بفرمايد بست .
و آنجا كه خون فاسد باشد ، تا رنگ و قوام آن نگردد نبايد بست ، مگر اثر ضعف پديد آيد .
و آن را كه سبب فصد ، بسيارى خون بود تا قوت بيرون آمدن خون كمتر نشود نبايد بست تا اثر ضعف پديد آيد .
و آنجا كه سبب فصد ، آماسى باشد تا رنگ خون نگردد نبايد بست .
و بقراط بدين سبب مىگويد كه اندر شوصه رگ باسليق بايد زد و تا رنگ خون نگردد نبايد بست مگر به دو سبب :
يكى آنكه ضعف پديد آيد ، دوم آنكه آماسى قوى باشد و رنگ خون دير بگردد و بيم ضعف باشد ، از بهر آنكه آماس گرم و بزرگ ، گذرهاء خون را بسته باشد و خون را اندر موضع بازداشته ، از بهر آنكه آماس گرم بود و بدشوارى بيرون آيد .
و محرور و مردم لاغر را كه اندر معده صفرا تولد مىكند و كسى را كه مسام گشاده باشد و كسى را كه فم معده ضعيف باشد ، و كسى را كه حس فم معده قوى باشد از غشى نگاه بايد داشت .
طبيب بايد كه دست بر نبض دارد تا هرگاه كه اثر تغيّر پديد آيد اندر حال ببايد بست .
و قى كردن پيش از فصد ، غشى باز دارد خاصه كسى را كه معدهء او صفرا تولد كرده باشد و فم معده ضعيف باشد .
و ببايد دانست كه اندر
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 237
مساهمون: اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
ص٢٣٧