مس و روى نشايد داشت .
ماهى تازه و شير و خايهء مرغ و پنير تر به يك جا نشايد خورد .
باقلى و جغرات به يك جا نشايد خورد .
باب ششم از گفتار اول از حفظ الصّحه اندر تدبير آب
آب ، سرد و تر است و باشد كه بسبب نزديكى با آتش يا بسبب گرمى هوا ، گرمى عارضى پذيرد بىآنكه چيزى با وى بياميزد .
و همچنين بسبب سردى هوا ، سردى عارضى پذيرد ، بىآنكه چيزى سرد با وى بياميزد تا طبع او بگردد .
و هرگز آب ، خشكى نپذيرد ، مگر آن وقت كه بفسرد .
اما فعل خاصه آب ، ترى كردن است و اگر آبى باشد كه گرمى يا خشكى از وى پديد آيد ، سبب آن چيزى زمينى باشد كه با وى بياميزد يا كيفيتى عاريتى كه در وى پديد آيد .
آب باران ، ترى فزون از ديگر آبها دارد و باران زمستانى ، خالصتر از باران تابستانى باشد ، از بهر آنكه حرارت آفتاب اندر زمستان ، ضعيف باشد ، بخارهاء غليظ نتواند كشيد و بخارهاء سوخته و غبارها نباشد يا كمتر .
و باران تابستانى بر خلاف باران زمستانى باشد ، و بارانهاء بهارى ميان اين و آن باشد .
و آب باران اگرچه سخت نيك باشد ، زود عفن گردد ، از بهر آنكه لطيف است و لطيف زود اثر پذيرد و اگر بپزند دير عفن شود .
يخ كه از آب نيك فسرده شود و برف كه بر زمين پاك افتد ، فرقى نيست ميان آنكه در آب افكنند ، يا آب را از بيرون بدان سرد كنند .
آب سرد عصبها را زيان دارد ، بدين سبب خداوند اوجاع مفاصل را و كسانى را كه اندر عضوى عصبانى علتى و عارضى دارند ، چون معده و مثانه زيان دارد و خداوندان بيماريهاء سرد و تر را و خداوند نقرس بلغمى را و خداوند رعشه و استسقا و فالج را سخت بد باشد .
آب دريا و آب شور ، مردم را لاغر كند و همه خداوندان بيماريهاء سرد و تر را و خداوند نقرس بلغمى را و رعشه و فالج و استسقا را و خداوند ريشها و دملها را سود دارد .
و اگر آب خوش را نمك درافكنند و بپزند يا چند روز اندر آفتاب نهند ، بجاى آب دريا شود .
و آب شور خوردن ، خون را تباه كند و خارش آرد و نخست اسهال آرد ، پس طبع را خشك كند .
و آب تلخ هميشه اسهال آرد .
و از آب تيره سدّه