اختلاج كند و لعاب رفتن گيرد و غثيان پديد آيد و معده درد كند و دل طپد و نبض پست و فسرده باشد و نافضى پديد آيد ، نشان آن باشد كه بحران بقى خواهد بود ، خاصه اگر بيمارى صفرايى باشد .
و اگر بيمار پيش چشم خيالهاء سرخ بيند و روى و چشم و بينى سرخ گردد و اشك آمدن گيرد و نبض بلند شود و سريع و موجى باشد ، و رگهاء سر ضربان كند و بينى خاريدن گيرد ، علامت رعاف باشد ، خاصه اگر بيمارى دموى باشد و عمر كم از سى سال باشد .
و گاه باشد كه ماده صفرايى نيز رعاف كند و علامت آن خيالهاء زرد باشد .
اما آنچه علامت رعاف است ، خاصه سرخى روى است و خيالهاء سرخ و خارش بينى و دمعه .
و آنچه علامت قى است ، خاصه تنگى نفس است و بركشيدن سر پهلوها و اختلاج لب فروسوى . و سرما يافتن بيمار روز بحران و خشكى پوست هم از علامتهاء رعاف است ، اگر ديگر نشانها باشد ، نشان سلامت است و اگر نه علامت مرگ است .
و علامتهاء ميل ماده بطريق اسهال ، گرانى است زير ناف و نفخ و هيچ عرق نكند و نبض ، صغير و قوى باشد و بول سپيد و رقيق يا سبز و عادت بيمار چنان باشد كه بيشتر وقتها طبع او نرم باشد .
اگر ديگر نشانها ، نشان سلامت باشد ، اين همه علامت آن باشد كه بحران اسهال خواهد بود .
و علامات ميل ماده بطريق بول ، گرانى اندر مثانه و سوزش سر قضيب و طبع خشك و عرق ناكردن و بول غليظتر شدن ، اين جمله علامتهاء آنست كه بحران بادرار بول خواهد بود ، خاصه اگر فصل زمستان باشد ، از بهر آنكه بحران بطريق بول اندر زمستان بيشتر باشد .
و علامات ميل ماده بطريق حيض آنست كه هيچ نشان از نشانهاء بحران ظاهر نباشد و اندر پشت و رحم گرانى پديد آيد ، خاصه اگر روزگار عادت نزديك باشد .
و علامت گشادن رگهاء مقعد آنست كه اندر آن موضع گرانى يابد و پشت و كمرگاه درد كند و نبض عظيم و قوى باشد ، و عادت بيمار آن باشد كه گاه گاه اين رگها گشاده شود و هيچ نشان ديگر از نشانهاء بحران ظاهر نباشد .
و علامتهاء ميل ماده بجانب پوست و بحران عرق آنست كه بول كمتر باشد و طبع خشك و ظاهر بشره سرخ باشد و گرم و نبض موجى و نرم ، و گرمابه و آبدان بخواب ديدن و مانند آن .
و حرارت تب ، روز بحران قوىتر باشد و ابتدا نافض كند و بخارى گرم از پوست او برمىخيزد .
و رنگين شدن بول نيز علامت عرق
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
ص٢١٥