آيد ، خوب باشد .
و اگر به ستاره نحس پيوسته باشد يا بجايگاهى نيك نباشد ، اثرها كه پديد آيد ، بد باشد .
و از بهر آنكه بيمارى حاده از جمله كارهايى است كه زود بگردد و گفتند هر گاه كه ماه ازين نقطه كه ابتداء بيمارى بوده باشد ، بدرجات نيمه تربيع و درجات تربيع و درجات مقابله دور مىشود ، به اندازه آن تغيّرى اندر بيمارى پديد مىآيد ، اگر بيمارى سخت گرم باشد ، بحران اندر نيمه تربيع كند يا اندر مقابله و اين معنى بر وجهى ديگر ياد كردهاند .
گفتهاند ، كه گردش ماه اندر فلك بروج اندر بيست و نه روز و سيك روز تمام شود ، يعنى بدين مدت ، بدان نقطه باز رسد كه از وى حركت كرده باشد .
و چون ايام اجتماع ازين مدت بفكنند ، بيست و شش روز و نيم بماند .
و ايام اجتماع دو روز و نيم و سيك روز است و ماه اندرين ايام ، اندر نور آفتاب ناپيدا شود .
و اگر مدت بيست و شش روز و نيم را كه ماه پيدا شود و بيست و نه روز و سيك روزى را كه مدت گردش ماه است ، اندر فلك بروج ، هفته هفته قسمت كنند ، هفتهء مدت گردش ماه اندر فلك بروج ، درازتر از هفته روزگار پيدا بودن ماه باشد .
و چون روزگار پيدا بودن ماه به چهار هفته قسمت كنند ، هر هفتهء شش روز و نيم و هشت يك روزى باشد ، و سه هفته بيست روز باشد كم يك هشت يك ، بدين سبب گفتند كه بحران بروز بيستم اوليتر از آن باشد كه بروز بيست و يكم .
و اندر بيمارى مزمن ، بحران بقياس با گردش آفتاب باشد و آنچه مزمنتر باشد ، بحران بقياس با گردش زحل باشد .
و بحران آفتاب ، به شش ماه ، همچون چهارده روز باشد ، و بحران زحلى ، چهارده سال همچون چهارده روز باشد ، از بهر آنكه آفتاب ، صد و هشتاد درجه كه نيمه فلك است ، به شش ماه رود و زحل به چهارده سال ، و ماه به چهارده روز .
و قياس بحرانهاء چهارگانى با گردش آفتاب و زحل ، هم بر آن مثال كه ياد كرده آمده است . لكن عدد ماه و سال اين بحرانها همچون عدد روز آن بحران باشد .
و ميان طبيبان اندر روزهاء بحرانى تا چهارده روز هيچ خلاف نيست ، لكن از پس چهارده خلاف كردهاند .
بقراط مىگويد ، روز هفدهم روز بحران است و انذاركننده به بحران روز بيست و يكم .
و اركاغانيس و ديگران مىگويند روز هژدهم روز بحران است
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 212
مساهمون: اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
ص٢١٢