تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
اينجا بحثى كرده شود تا چرا گدازش پيه همچون آب زرد باشد ، و سبب آن جستن ، بدان مىبايد كه بعضى گدازش گوشت تازه و نازك است اجزاء صفرا با وى آميخته ، از بهر آنكه حرارت صفرا است كه عضوى را بتواند گداخت و اين درفشانى و رونق لون جز ماده صفرا را نيست . شعرى ، بعضى سپيد باشد و بعضى سرخ و تولد آن از رطوبتى باشد كه اندر مجريهاء باريك ، خشك و غليظ گردد و بر شكل موى ، بسته شود . و بسيار باشد كه درازاى آن بدستى باشد ، و گفته‌اند تولد آن اندر گرده باشد . جالينوس مىگويد از آن هيچ باك نيست . رملى ، نشان تولد سنگ و ريگ باشد اندر گرده و مثانه ، آنچه از گرده باشد ، سرخ باشد ، و آنچه از مثانه باشد ، سپيد يا اغبر . رمادى ، نشان بلغم غليظ باشد كه اندر عضوى بماند و محتقن شود و ترى آن تحليل پذيرد و باقى همچون اجزاء خاك سوخته ، از هم جدا مىشود و بسبب درازى مدت ، رنگ آن گشته باشد . دموى ، هرگاه كه خون با بول آميخته باشد ، نشان ضعيفى جگر باشد و اگر آميخته نباشد و گاهى بيشتر باشد و گاهى كمتر ، نشان ريگ گرده باشد يا نشان خدشى اندر مجرى بول . و اگر بول جدا باشد و خون جدا ، خدش اندر مثانه باشد . و هرگاه كه اندر بول مطحول پارهاء خون بسته آيد ، سپرز بدان پاك شود . رسوب عجينى پارهء خمير ، دليل ضعف معده و ناگواريدن طعام باشد و بسيار باشد كه سبب آن بسيار خوردن شير و پنير و مانند آن باشد .

باب چهاردهم از گفتار هشتم از بخش اول اندر بسيارى رسوب و احوال آن

رسوب اندر بول زنان بسيارتر باشد و رنگ اندك‌تر و بسيارى رسوب پس از نضج نشان زايل شدن علت باشد . و اگر رسوب نيك بسيارتر از آن باشد از آنكه بدان شخص لايق باشد ، نشان بسيارى فضله باشد اندر تن و نشان حاجتمندى باستفراغ .

باب پانزدهم از گفتار هشتم از بخش اول اندر دلايل رنگ رسوب

دلايل رنگ رسوب همچون دلايل رنگ بول باشد . اما دلالت رسوب سياه بر بدى حال بيمار ، سخت قوى باشد ، مگر آنكه بحران
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 150 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )