گرده و حوالى آن خالى نباشد ، و اگر گرانى و الم بر ران و ساق پاى فرود آيد ، سنگ اندر گرده باشد ، و اگر بن قضيب مىسوزد و مىخارد ، اندر مثانه باشد .
و آنچه تيره بيرون آيد و زود صافى شود ، نشان بهترى باشد ، لكن هنوز اضطرابى مانده باشد .
و آنچه همچنان تيره بماند ، نشان صعوبت اضطراب باشد .
و آنچه صافى بيرون آيد و پس تيره شود ، نشان آن باشد كه علت هنوز اندر حركت است و اضطراب زيادت خواهد بود و باشد كه نشان ديوانگى باشد و دير ماندن آن ديوانگى .
و آنچه روشن و صافى همچون آب بيرون آيد و رسوب نكند و تيره نشود ، از طريق نضج سخت دور باشد و نشان عجز طبيعت باشد .
بول غليظ و سپيد ، نشان بسيارى رطوبت باشد و غليظ و سرخ نشان غلبه خون بود .
و اگر غليظ و سرخ با درد معده و خارش همه تن باشد ، مقدمه يرقان باشد و اندر تب لازم ، خامى علت باشد .
و اگر مدتى بر آن حال بماند ، نشان آماس جگر باشد .
و اگر با درد گرده ، بول تيره و لزج باشد ، نشان زيادت شدن علت باشد .
بول تيره و گنده و با عسر ، نشان سقوط قوت باشد .
باب يازدهم از گفتار هشتم از بخش اول اندر بسيارى و اندكى بول
بسيارى بول ، بىتشنگى نشان استفراغ رطوبت و بسيارى آن باشد .
اگر بول قولنجى غليظ و بسيار آيد و بىعسر ، نشان حلّ قولنج باشد و نشان زوال علت .
بول بسيار و رنگين از مردم متنعّم و كمرياضت ، سودمند باشد ، خاصه از خداوند سپرز و نقرس خونى ، خاصه اگر رسوب آن بسيار باشد و لزج .
بول سپيد و اندك ازين طايفه بد باشد و مقدمه استسقا باشد .
بول بد رنگ هرچند بيشتر آيد ، بهتر باشد .
اگر اندر بيمارى حاده گاهى بول بيش آيد و گاهى كم ، نشان مجاهدت طبيعت باشد و درازى بيمارى .
تقطير بول بىمراد اندر بيمارى حاده ، نشان آفت دماغ باشد و اختلاط ، و اگر نشانهاء ديگر ، نشان سلامت باشد ، مقدمه رعاف باشد .
بول اندك ، نشانهء ضعف قوت طبيعت باشد .
بول اندك و سياه و با عسر و با درد سر و گردن ، اندر تبهاء حاده ، نشان سوختن ماده باشد و نشان كمرطوبتى و بيم اختلاط .
بول اندك و رقيق و سرخ ، اندر يرقان نشان قوّت سدّه و نشان استسقا باشد .