تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
گاهى بعضى اخلاط را مىپزاند و گاهى عاجز مىشود . بول رقيق از پس بحران نشان نكس باشد ، و اگر پس از آنكه اثر نضج پديد آمده باشد ، بول رقيق شود و اندر بيمار ، از نضج نشان بهترى پديد نيايد ، از آن باشد كه بيمارى يك نوع نيست . بول رقيق با درد گرده و ضعف ساق پاى ، نشان آماس صلب باشد اندر گرده . بول رقيق و بسيار از پس گرانى اندامها و سقوط شهوت ، نشان خير و پاك شدن تن باشد . و اما بول غليظ اگر به يك بار به مقدارى بيشتر آيد و بر عقب آن راحتى پديد آيد ، نشان نضج و نشان توانايى قوت باشد ، و اگر اندك‌اندك آيد ، نشان ضعف قوت باشد و بسيارى خلط غليظ باشد . منفعت بول غليظ آنجا پديد آيد كه نخست رقيق بوده باشد و پس قوام گيرد . و آنچه از اول غليظ و با رسوب باشد ، قوام آن از تيرگى باشد ، قوام حقيقى نباشد ، و تيرگى ، نشان بسيارى ماده باشد و اثر نضج نيز باشد و اعتماد بر حال بيمار باشد . بول غليظ كه سبب آن حرارتى عظيم باشد ، اگر اندر ماده غليظ اثر كند ، چنان باشد كه بقراط مىگويد : « من كان بوله خاثرا مثل بول الحمير فيه صداع حاضر أو سيحدث » يا نشان تباه شدن اخلاط باشد . بول غليظ كه از پس يك ساعت رسوب نكند نشان حرارتى عظيم باشد كه ماده غليظ را بجوشاند و نشان عجز طبيعت و بسيارى ماده . و آنچه در وقت بحران تيره شود ، خبر دهد از بحران بد و آنچه در اول بيمارى تيره بوده باشد و پيش از وقت بحران صافى شود ، نشان خامى و غليظى باشد و نشان آنكه هرچه رقيق است مىپالايد و غليظ باز مىآيد . اگر اندر وقت تب محرقه پس از آنكه رقيق بوده باشد ، غليظ شود نشان آن باشد كه بحران به عرق خواهد بود و اگر غليظ نشود ، نشان آن باشد كه اندر دل و حوالى جگر المى است . بول غليظ اندر فالج ، بحران فالج باشد . بول تيره اندر بيمارى سپرز و بيماريهاى سودايى نشان دفع طبيعت باشد . بول غليظ كه سبب آن نقصان حرارت غريزى باشد ، به مقدار اندك باشد و رسوب آن چون چيزى فسرده باشد ، و آنچه سبب آن گدازش تن باشد ، رسوب رنگ آن عضو دارد كه مىگدازد و زود بفسرد . و آنچه سبب آن بسيارى غذا و رياضت ناكردن باشد ، رسوب همچون ريم باشد يا همچون صديد و تن بدان پاك شود . و آنچه سبب گشادن سدّه باشد ، رسوب آن نيز همچون ريم باشد . و آنچه سبب آن تولد سنگ و ريگ باشد ، رسوب بسيار كند و از درد