تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
دوم نشان علت ذيابيطس باشد و تشنگى غالب باشد و آب كه خورده شود ، پس درنگى نكند و زود بيرون آيد ، و سبب آن حرارت گرده و ضعيفى قوت ماسكه باشد . بول كودك آنچه طبيعى باشد ، غليظ و سپيد باشد ، رقيق ناطبيعى باشد ، بول رقيق از بالغ نيز بد باشد ، خاصه اندر بيمارى حاده . و اگر پس از مدتى ، نشان نضج ظاهر شود و نشانهاء ديگر ، نشان سلامت باشد ، علامت بحران انتقال باشد . بول رقيق از مردم تندرست اگر در عضوى المى يابد ، نشان آماسى يا خراجى باشد اندر آن عضو ، خاصه الم اندر گرده باشد ، و خلاص از آن بدان باشد كه غليظ گردد و اگر غليظ نشود و اندر هيچ عضوى هيچ المى نباشد ، لكن اندر پوست خارش و اندر تن گرانى باشد ، نشان پديد آمدن بثرها باشد چون آبله و گر و غير آن . و باشد كه بول رقيق اندر تندرستى ، نشان سردى مزاج باشد ، چون مزاج پيران ؛ لكن اندر بيمارى ، نشان خامى ماده باشد يا نشان صداع و اختلاط عقل . اما بول زرد رقيق اندر بيمارى ، نشان آغاز نضج باشد و اگر بر آن حال بماند سخت بد باشد ، از بهر آنكه نشان نضج از قوام بايد جست نه از رنگ ، و زردى از آميختن صفرا باشد با آب ، پس نشان پختگى اعتدال قوام است . بول سرخ رقيق ، از تندرست نشان غذا نايافتن و نشان رنج و رياضت باشد يا نشان خشم ، و از بيمارى ، نشان قوت حرارت و خامى باشد . ثفل پراكنده و زرد و سرخ اندر بول رقيق ، نشان حرارتى باشد كه از رنج تولد كند ، و اگر ثفل همچون سبوس باشد نشان سوختن بلغم باشد . و اگر با درد شراسيف بول رقيق بود و صافى همچون آب ، نشان بسيارى بلغم بود اندر تن . آمدن بول رقيق نه اندر وقت عادت ، مقدمهء صداع و رمد و ضيق النفس و درد گردن و سفت باشد . اين معنى اندر كتب همچنين مطلق آورده‌اند نامعلّل ، و اندر اول اين كتاب ، ضمان كرده آمدست كه اندر مواضع بحث ، بيانى و كشفى تمام كرده آيد ، پس واجب است اينجا بيان كردن كه چرا بول رقيق نه اندر وقت عادت سبب آن دردها باشد . ببايد دانست كه محرك بول نه اندر وقت عادت ، حرارتى غريب و حادث باشد . و رقت بول با حرارت ، نشان جدا شدن ماده باشد از آب و برآمدن بجانب دماغ و اعالى تن ، و اندر آمدن مادت بجانب دماغ ، اين اعراض تولد كند . و اگر بول ، سرخ ، صافى و رقيق باشد ، نشان درازى بيمارى باشد . و اگر بول گاهى صافى باشد و گاهى تيره ، نشان تحيّر و عجز طبيعت باشد ،