تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
نشان بيمارى سل باشد و نشان گدازش . و اگرچه بول چرب بدست ، آنچه از گدازش پيه باشد ، صلاح پذيرد و آنچه از گدازش گوشت باشد ، نشان افراط حرارت باشد . و آنچه از پيه گرده باشد ، ناگاه پديد آيد و بسيار باشد و آنچه از همه تن باشد ، بتدريج و اندك‌اندك آيد . بول زيتى اندر روز چهارم ، نشان مرگ در روز ششم باشد . بول ادكن ، نشان خامى باشد و افراط حرارت غريب و سرخ لعل‌گون اين رنگ را گويند . بول نيلى ، حكم آن همچون حكم ادكن باشد . بول ازرق نشان اول حمل باشد و به آخر حمل سرخ شود . و بول حامل اگر بجنبانند تيره شود ، آخر حمل باشد و اگر تيره نشود ، هنوز اول حمل باشد . بول ارغوانى نشان سوختن صفرا باشد و سودا و سخت بد باشد . بول وسخ همچون شراب بد رنگ و آب نخود و آب پايچه دارد ، نشان آماس احشا باشد و بسيار باشد كه بول حامل بدين رنگ باشد ، و بول مستسقى بدين رنگ باشد . محمّد زكريا مىگويد ، بول مستسقى ، بيشترين بقوام كشكاب ديدم و بعضى سرخ و بعضى را سرخى كمتر ديدم ، هرگاه كه هرچند روزى بول برنگى ديگر باشد ، نشان اخلاط گوناگون باشد .

باب دهم از گفتار هشتم از بخش اول اندر قوام بول و دلائل آن

قوام بول يا غليظ باشد يا رقيق يا معتدل و باشد كه اندر بول تيره گمان افتد كه غليظ است . فرق آنست كه غليظ خالص باشد و شفاف و اندر تيره چيزى جز از گوهر او آميخته باشد . اما اسباب بول رقيق نه است : يكى ، ناگواريدن طعام . دوم ، سدّه است . سوم ، مزاج خشك است و سرد . چهارم ، ضعيفى حرارت غريزى و خامى ماده . پنجم ، آب خوردن بسيار . ششم ، ضعيفى گرده تا بدان سبب كه هيچ جزوى از اجزاى اخلاط جذب نتواند كرد . هفتم ، تولد سنگ است اندر گرده و مجارى بول . هشتم ، آماس . نهم ، عاجزى طبيعت همه قوتها از تصرف اندر آب تا بدان سبب همچنانكه خورده شود ، فرود آيد . اما بيرون آمدن صافى هيچ تغيّر ناپذيرفته ، دوگونه باشد : يكى آنكه مدتى اندر تن بماند ، پس همچنان صافى بيرون آيد و سبب آن سوء المزاج سرد باشد و ضعيفى قوت مغيّره و علامت اين آنست كه تشنگى كمتر باشد .