يا بيشتر .
و اما از
حبها ، حب بنفشه
كه او را قرص بنفشه خوانند ، خداوند صفرا و درد سر و چشم و خداوند گرو خارش را سود دارد . صفت وى :
بگيرند [ 14 - ب ] بنفشه خشك دو درم ، رب هليلهء زرد چهار دانگ و اگر رب حاضر نبود « 1 » هليله زرد دو درم ، تربد تراشيده يك درم ، رب « 2 » سوس دو دانگ ، سقمونيا مشوى و گل سرخ از هر يكى دانگى به « 3 » آب كرفس بسرشند و حب كنند . اين جمله يك شربت بود .
صفت حبّ الذّهب از جهت خداوند درد سر و درد چشم :
بگيرند صبر « 4 » ده درم ، هليلهء زرد پنج درم ، مصطكى و كتيرا و سقمونيا از هر يكى يك درم و نيم ، گل سرخ « 5 » دو درم « 6 » ، زعفران يك درم و نيم ، جمله را حب كنند چنان كه رسم است ، شربتى « 7 » دو درم و نيم .
نسخهء ديگر : بگيرند صبر و سقمونيا از هريك يك مثقال ، هليله زرد و تخم كسنى از هر يكى دو مثقال ، تربد تراشيده و سپيد كرده دو « 8 » مثقال .
صفت حب قوقايا از جهت خداوند درد چشم و درد سر و زكام و نزله بلغمى :
بگيرند ايارج فيقرا ده درم ، شحم حنظل سه درم و نيم بى
هامش
( 1 ) . ب : شود .
( 2 ) . ب : « رب » ندارد .
( 3 ) . ب : با .
( 4 ) . ب : « صبر » ندارد .
( 5 ) . ب : « و نيم گل سرخ » ندارد .
( 6 ) . ب : « دو درم » ندارد .
( 7 ) . ب : شربت .
( 8 ) . ب : ده .