صفت حب افتيمون : افتيمون دو درم ، بسفايج و غاريقون « 1 » از هر يكى يك درم ، خربق سياه و ملح هندى از هريك ، نيم درم ، اسطو خودوس چهار دانگ ، اياره فيقرا درمى و نيم ، مقل نيم درم « 2 » شربت دو « 3 » درم تا « 4 » سه درم .
صفت مطبوخ افتيمون :
هليله كابلى مقشّر « 5 » ده درم ، بسفايج پنج درم سناء مكّى هفت درم ، تربد تراشيده و سپيد كرده و نيم كوفته چهار درم ، اسطوخودوس دو درم ، مويز دانه بيرون كرده ده درم . افتيمون در صرّهاى بسته ده درم ، اندر دو من آب بپزند تا دو بهر « 6 » برود پس بپالايند و بيفشارند ، ليكن بچكانند و صرّه افتيمون آنوقت درافكنند كه از آتش خواهند برگرفت « 7 » و صرّه را در وى [ 14 - الف ] نگردانند و به دست نمالند و نيفشارند ، « 8 » از بهر آنكه افتيمون را تبش آب گرم كه اندر وى افكنند تمام بود . پس چون صرّهء افتيمون نماليده باشند « 9 » بپالايند ، اگر خواهند سى درم شير خشت يا شكر در وى بگدازند صواب بود . شربتى هفتاد درم ، شير « 10 » خشت « 11 » هشتاد درم و اگر در
هامش
( 1 ) . ب : « صفت حب افتيمون ، افتيمون دو درم ، بسفايح و فاريقون » ندارد .
( 2 ) . ب : مقل « نيم درم » ندارد .
( 3 ) . الف : ده .
( 4 ) . ب : يا .
( 5 ) . الف : مقشره .
( 6 ) . ب : بخش .
( 7 ) . ب : گرفت .
( 8 ) . ب : بگردانند و بمالند و بيفشارند .
( 9 ) . ب : افتيمون بمالند تا سرد شود .
( 10 ) . ب : بىشير .
( 11 ) . ب : خشت يا .