هر يكى هفت درم زيادت « 1 » كند و « 2 » از بهر خداوند نقرس و وجع المفاصل دو درم تربد « 3 » و دو درم غاريقون و دو درم سورنجان زيادت كنند و اين مطبوخ مردم ضعيف تركيب و خشك اندام « 4 » را نشايد .
صفت مطبوخ هليله از جهت خداوند صفرا :
بگيرند هليلهء زرد مقشّر « 5 » نيم كوفته ده درم ، خرماى هندى بيست درم ، آلوى سياه و عنّاب دانه بيرون كرده از هر يكى بيست عدد ، سپستان چهل عدد ، تخم كسنى نيم كوفته يك مشت ، شاهترّه « 6 » هفت درم ، بپزند در يك من نيم آب و بپالايند و صافى كنند و بر مقدار « 7 » هفتاد درم از اين مطبوخ سى درم شير خشت بر نهند و باز بپالايند و اگر مقدار يك مثقال صبر يا يك مثقال ايارج فيقرا پيش از مطبوخ دهند صواب بود ، ليكن اين مطبوخ تندرست « 8 » را شايد و خداوند تب را نشايد .
صفت مطبوخى « 9 » كه نزلهء گرم را شايد :
بگيرند بنفشه خشك پنج درم ، بيخ سوسن مقشّر نيم كوفته ده درم ، اندر نيم من آب بپزند تا به نيمه باز آيد و بپالايند و بيست و پنج درم شير خشت در وى حل كنند
هامش
( 1 ) . ب : « از هر يكى هفت درم زيادت كند » ندارد .
( 2 ) . ب : و اگر از .
( 3 ) . ب : دو درم بپزند .
( 4 ) . ب : ضعيف اندام و خشك تركيب .
( 5 ) . الف : مقشره .
( 6 ) . ب : شاهترج .
( 7 ) . ب : مقدار آن .
( 8 ) . ب : تندرستان .
( 9 ) . ب : مطبوخ .